پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

دفتر اول

بخش ۱۵ - قبول کردن نصاری مکر وزیر را

صد هزاران مرد ترسا سوی او

اندک‌اندک جمع شد در کوی او

او بیان می‌کرد با ایشان به راز

سِرّ انگلیون و زنّار و نماز

او به ظاهر واعظ اَحکام بود

لیک در باطن صفیر و دام بود

بهر این بعضی صَحابه از رسول

مُلتمِس بودند مکرِ نفسِ غول

کو چه آمیزد ز اغراض نهان

در عبادت‌ها و در اخلاصِ جان

فضلِ طاعت را نجُستَندی ازو

عیب ظاهر را بجُستندی که کو؟

مو به مو و ذرّه ذره مکرِ نَفس

می‌شناسیدند چون گُل از کرفس

موشکافانِ صحابه هم در آن

وعظِ ایشان خیره گشتندی به جان

ادامه‌ی دفتر اول

  1. بخش ۱۷ - قصهٔ دیدن خلیفه لیلی راگفت لیلی را خلیفه، کان توی؟
  2. بخش ۱۸ - بیان حسد وزیرآن وزیرک از حسد بودش نژاد
  3. بخش ۱۹ - فهم کردن حاذقان نصاری مکر وزیر راهر که صاحب‌ذوق بود‌، از گفتِ او
  4. بخش ۲۰ - پیغام شاه پنهان با وزیردر میانِ شاه و او پیغام‌ها
  5. بخش ۲۱ - بیان دوازده سبط از نصاریقوم عیسی را بُد اندر دار و گیر
  6. بخش ۲۲ - تخلیط وزیر در احکام انجیلساخت طوماری به نام هر یکی
  7. بخش ۲۳ - در بیان آنک این اختلافات در صورت روش است نی در حقیقت راهاو ز یک رنگیّ عیسی بو نداشت
  8. بخش ۲۴ - بیان خسارت وزیر درین مکرهمچو شه نادان و غافل بد وزیر
همه‌ی دفتر اول ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.