پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

قطعات

شمارهٔ ۱۰۳

همان اوج دولت شاه یحیی

که پروازش گذشت از ذروهٔ ماه

به تنگ آمد دلش ناگه ازین بوم

ز هم پروازی اقران و اشباه

چو بود از زمرهٔ همت بلندان

ز شاخ سدره گردید آشیان خواه

چو بیرون از جهان می‌رفت می‌گفت

زبان هاتفان الخلد مثواه

چو او را جان برآمد برنیامد

ز جان خلق غیر از آه جانکاه

چو تاریخش طلب کردم خرد گفت

برون شد شاه یحیی از جهان آه

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۰۵ - وله ایضاای جوان بخت سرافراز که بر خاک درت
  2. شمارهٔ ۱۰۶زهی بر حشمت گردون اساست
  3. شمارهٔ ۱۰۷ - وله ایضاای جهان را از تو در گوش امید
  4. شمارهٔ ۱۰۸ - وله ایضازین الانام خواجه قلیخان که جد او
  5. شمارهٔ ۱۰۹ - وله ایضاشکر کز فیض کرد بار دگر
  6. شمارهٔ ۱۱۰ - قطعهای شمع سرکشان که به سر پنجهٔ جفا
  7. شمارهٔ ۱۱۱ - وله ایضاصاحب از راه خداوند زمین و آب کن
  8. شمارهٔ ۱۱۲ - وله ایضاای نمایان سهیل اوج وجود
همه‌ی قطعات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.