پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

رباعیات

شمارهٔ ۲

بر کار به جز زبان نمانده ست مرا

در تن گویی که جان نمانده ست مرا

بندیست گران که جان نمانده ست مرا

از پای جز استخوان نمانده ست مرا

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۴گر زر گردیم می نجویی ما را
  2. شمارهٔ ۵تا دیده ام آن لب گهر بار تو را
  3. شمارهٔ ۶روزی بر من همی نیایی صنما
  4. شمارهٔ ۷افکند دلم زمانه در زاری‌ها
  5. شمارهٔ ۸ای مدحت تو فرض و دگر نافله‌ها
  6. شمارهٔ ۹خویش از پی من همی گریزد ملکا
  7. شمارهٔ ۱۰هر شیر که بود مرغزاری شاها
  8. شمارهٔ ۱۱عشق تو بلند و صبر من پست چرا
همه‌ی رباعیات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.