پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

مثنویات

شمارهٔ ۱ - توصیف بر شکال

برشکال ای بهار هندستان

ای نجات از بلای تابستان

دادی از تیر مه بشارت ها

باز رستیم از آن حرارت ها

هر سو از ابر لشکری داری

در امارت مگر سری داری

بادهای تو میغ ها دارند

میغ های تو تیغ ها دارند

رعدهای تو کوس هاکوبند

چرخ گویی همی که بکشوبند

طبع و حال هوا دگر کردی

دشت ها را همه شمر کردی

سبزه ها را طراوتی دادی

عمرها را حلاوتی دادی

راغ را گل زمردین کردی

باغ را شاخ بسدین کردی

ای شگفتی نکونگار گری

رنگ طبعی نکو به کار بری

تو بدین حمله ای که افکندی

بیخ خشکی ز خاک برکندی

تیر بگذشت ناگهان بر ما

منهزم گشت لشکر گرما

تن ما زیر جامه های تنگ

گشت تازه ز بادهای خنک

اینت راحت که رنج گرما نیست

پس ازین جز امید سرما نیست

حبذا ابرهای پر نم تو

حبذا سبزه های خرم تو

عیش و عشرت کنون توان کردن

می شادی کنون توان خوردن

که ز گرمی خبر نگردد جان

نشود همچو چوب خشک دهان

جام باده بجوشد اندر کف

چون سر دیگ بر نیارد کف

گرچه دور اوفتد ز چشم ترم

من به وهم اندرو همی نگرم

ادامه‌ی مثنویات

  1. شمارهٔ ۳ - توصیف اسبمرکبش فعل برق و صرصر پای
  2. شمارهٔ ۴ - ستایش سلطان مسعودپدری کز همه ملوک جهان
  3. شمارهٔ ۵ - مدح خواجه ابونصرخواجه بونصر پارسی که جهان
  4. شمارهٔ ۶ - مدح امیر بهمنباز کس چون امیر بهمن نیست
  5. شمارهٔ ۷ - مدح ابوالفضایلبوالفضایل که سیدیست اصیل
  6. شمارهٔ ۸ - مدح امیر ماهوماهو آن سید ستوده خصال
  7. شمارهٔ ۹ - مدح امیر کیکاوسدر برابر امیر کیکاوس
  8. شمارهٔ ۱۰ - مدح شاهینیباز شاهینی نکو دیدار
همه‌ی مثنویات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.