پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

مثنویات

شمارهٔ ۴ - ستایش سلطان مسعود

پدری کز همه ملوک جهان

چرخ هرگز چو او نداد نشان

پادشاه زمین ملک مسعود

که نصیبش ز چرخ هست مسعود

گوید امروز شیر زان منست

گویی اندر میان جان منست

دل او در هوای من گردد

همه گرد رضای من گردد

او به من شاد و من بدو شادم

او چنین باد و من چنین بادم

شه پاک اعتقاد شاه زمین

می شناسد یقین که هست چنین

به دعا برگشاده دارد لب

شکر ایزد کند به روز و به شب

خرم و شادمان همی باشد

سیم و زر در جهان همی پاشد

هر زمان تازه بزمی آراید

به نشاط و سماع بگراید

باره را شاهوار بنشیند

خرم آن کس که روی او بیند

پیش او کدخدای سهم مکین

کش همه راستی کند تلقین

ادامه‌ی مثنویات

  1. شمارهٔ ۶ - مدح امیر بهمنباز کس چون امیر بهمن نیست
  2. شمارهٔ ۷ - مدح ابوالفضایلبوالفضایل که سیدیست اصیل
  3. شمارهٔ ۸ - مدح امیر ماهوماهو آن سید ستوده خصال
  4. شمارهٔ ۹ - مدح امیر کیکاوسدر برابر امیر کیکاوس
  5. شمارهٔ ۱۰ - مدح شاهینیباز شاهینی نکو دیدار
  6. شمارهٔ ۱۱ - مدح ابوالقاسم دبیرباز ابوالقاسم آن خیاره دبیر
  7. شمارهٔ ۱۲ - مدح حسین طبیبمشفق عمرها حسین طبیب
  8. شمارهٔ ۱۳ - در حق خویش گویدمن که مسعود سعد سلمانم
همه‌ی مثنویات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.