پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

مقطعات

شمارهٔ ۱۴۴ - قطعه

ز اقبال تو شاها گفت خواهم

یکی مشروح دستی با دلالت

من آن عدلم درین معنی به گفتار

که در گیتی بخوانندم عدالت

مرا یاقوت خاتم سرخ روی است

از آن شادی نام با جلالت

اگر یاقوت ها هم سرخ رویند

ولیکن سرفرویند از خجالت

مرا فکرت چنین گفت و درین ریاب

به دانش می کند فکرت حوالت

چنین دانم که دانش نه ز خود گفت

که از روح الامین بود این مقالت

هر آنکو این سخن باور ندارد

ندارد جز ره جهل و ضلالت

درستست این سخن نی مستحیل است

که ملکت را نباشد استحالت

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.