پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

قصاید

شمارهٔ ۸۲ - در شکایت از تیره روزی خویش گوید

دلم ز اندوه بی حد همی نیاساید

تنم ز رنج فراوان همی بفرساید

بخار حسرت چون بر شود ز دل به سرم

ز دیدگانم باران غم فرود آید

ز بس غمان که بدیدم چنان شدم که مرا

ازین پس ایچ غمی پیش چشم نگراید

دو چشم من رخ من زرد دید نتوانست

از آن به خون دل آن را همی بیالاید

که گر ببیند بدخواه روی من باری

به چشم او رخ من زرد رنگ ننماید

زمانه بد هر جا که فتنه ای باشد

چو نو عروسش در چشم من بیاراید

چو من به مهر دل خویشتن درو بندم

حجاب دور کند فتنه ای پدید آید

فغان کنم من ازین همتی که هر ساعت

ز قدر و رتبت سر بر ستارگان ساید

زمانه بربود از من هر آنچه بود مرا

به جز که محنت من نزد من همی پاید

لقب نهادم از این روی فضل را محنت

مگر که فضل من از من زمانه برباید

فلک چو شادی می داد مر مرا بشمرد

کنون که می دهدم غم همی نپیماید

چو زاد سرو مرا راست دید در همه کار

چو زاد سروم از آن هر زمان بپیراید

تنم ز بار بلا زان همیشه ترسانست

که گاهگاهی چون عندلیب بسراید

چرا نگرید چشم و چرا ننالد تن

چگونه کم نشود صبر و غم نیفزاید

که دوستدار من از من گرفت بیزاری

بلی و دشمن بر من همی ببخشاید

اگر ننالم گویند نیست حاجتمند

و گر بنالم گویند ژاژ می خاید

غمین نباشم از ایرا خدای عزوجل

دری نبندد تا دیگری نبگشاید

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۸۴ - داستان تبه روزی و گرفتاریبیچاره تن من که ز غم جانش برآمد
  2. شمارهٔ ۸۵ - در مدح سلطان ظهیرالدوله ابراهیمشهریارا کردگارت یار باد
  3. شمارهٔ ۸۶ - در مدح علاءالدوله سلطان مسعودهر ساعتی ز عشق تو حالم دگر شود
  4. شمارهٔ ۸۷ - در مدح ارسلان بن مسعودز شاه بینم دل های اهل حضرت شاد
  5. شمارهٔ ۸۸ - هم در ستایش اوشاهی که پیر گشته جهان را جوان کند
  6. شمارهٔ ۸۹ - باز در مدح اواز جور زمانه را جدا کرد
  7. شمارهٔ ۹۰ - در تهنیت تولد خسرو ملک فرزند ملک ارسلانهزار خرمی اندر زمانه گشت پدید
  8. شمارهٔ ۹۱ - ستایش سیف الدوله محمودخویشتن را سوار باید کرد
همه‌ی قصاید ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.