پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

قصاید

شمارهٔ ۱۷۷ - ناله از گرفتاری

چو گوگرد زد محنتم آذرنگ

که در خاکم افکند چو بادرنگ

همی هر زمان اژدهای سپهر

ز دورم بدم درکشد چون نهنگ

برآورد بازم بر آن کوهسار

که بگرفت چنگم ز خرچنگ چنگ

همی گوید ای طالع سرنگون

چرایی همه ساله با من به جنگ

خداوند تو بادپایست و من

ازو مانده زینگونه ام پای لنگ

ازین اختران او شتابنده تر

تنم را چرا داد چندین درنگ

شد از ظلمت خانه ام چشم کور

شد از پستی پوششم پشت تنگ

درین سمج هرگز نگنجیدمی

به صد چاره و جهد و نیرنگ و رنگ

گرم تن نگشتی ازینسان نزار

ورم دل نبودی ازینگونه تنگ

چه کردم من ای چرخ کز بهر من

کشی اسب کین را همی تنگ تنگ

نه همخانه آهوان بوده ام

که همخوابه ام کرده ای با پلنگ

همی تا کیم کرد باید نگاه

به پشت و بدخش غیلواژ و رنگ

ز عمرم چه لذت شناسی که هست

طعامم کبست و شرابم شرنگ

دو گونه نوا باشدم روز و شب

ز آواز زاغ و ز بانگ کلنگ

چه مایه طرب خیزد آن را ز دل

که او را ازینسان بود نای و چنگ

بترسم همی کز نم دیدگان

زند روی آیینه طبع زنگ

چرا ناسپاسی کنم زین حصار

چو در من بیفزود فرهنگ و هنگ

همی شاه بندم کند هست فخر

همی روزگارم زند نیست ننگ

هنرهای طبعی پدیدار شد

تنم را ازین انده و آذرنگ

ز زخم و تراشیدن آید پدید

بلی گوهر تیغ و نقش خدنگ

نشد سنگ من موم ازین حادثه

نه آب من از گرد شد تیره رنگ

ازیرا که بر من بلا و عنا

چو آبست و چون گرد بر موم و سنگ

یقین دان تو مسعود کاین شعر تو

یکی سنگ شد در ترازوی سنگ

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۱۷۹ - مدح سیف الدوله محمود و تهنیت فتح اگرهدو سعادت به یکی وقت فراز آمد تنگ
  2. شمارهٔ ۱۸۰ - مدیح علاء الدوله سلطان مسعودهمیشه دشمن مالست شاه دشمن مال
  3. شمارهٔ ۱۸۱ - ستایش سیف الدوله محمودولایت مه شعبان به روزه شد تحویل
  4. شمارهٔ ۱۸۲ - مدح امیر ابوالفرج نصر بن رستمخجسته بادا بر خواجه عمید اجل
  5. شمارهٔ ۱۸۳ - ثقة الملک طاهربن علی را ستوده استبه طاهر علی آباد شد جهان کمال
  6. شمارهٔ ۱۸۴ - توصیف اسب و مدح سلطان مسعودشاد باش ای هیون آخته یال
  7. شمارهٔ ۱۸۵ - هم در ثنای آن شهریارای اختیار ایزد دادار ذوالجلال
  8. شمارهٔ ۱۸۶ - تهنیت جلوس ملک ارسلانبه عون ایزد روز رفته از شوال
همه‌ی قصاید ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.