پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

قصاید

شمارهٔ ۱۷۶ - ستایش یکی از فرمانروایان

ایا فروخته از فر و طلعتت او رنگ

زدوده رای تو ز آیینه ممالک زنگ

بلند رای تو خورشید گنبد دولت

خجسته نام تو عنوان نامه فرهنگ

ز نور رای تو مانند روز گردد شب

ز لطف طبع تو مانند آب گردد سنگ

به رأی و قدر تنت را ز چرخ باشد عار

به جود و علم دلت را ز بحر باشد ننگ

ولی به دولت تو بر شود به چرخ بلند

عدو ز هیبت تو در شود به کام نهنگ

ز بهر تیغ تو پر گوهر آهن و پولاد

ز بهر تیر تو پر صورتست چوب خدنگ

کدام شاه که او از تو نستدست امان

کدام میر که او نیست نزد تو سرهنگ

سپهر عاجز گردد به تو به روز شتاب

زمانه حیران گردد ز تو به گاه درنگ

ز هیبت تو شود سست دست و پای فلک

چو بر کمیت تو ای شاه تنگ گردد تنگ

غبار خنگ تو در دیده پلنگ شدست

ازین سبب متکبر بود همیشه پلنگ

سپید روز شود بر مخالفانت سیاه

فراخ گیتی بر دشمنانت گردد تنگ

خدایگانا اگر برکشند حلم تو را

سپهر و چرخ بسنده نباشدش پاسنگ

کنون که کردی شاها سوی هزار درخت

به شاد کامی و پیروزی و نشاط آهنگ

درو چو صبر تو ای شاه سبز گشت درخت

درو چو خنجر بی رنگت آب شد چون زنگ

جهان به زیب و به زیور چو لعبت آذر

زمین به نقش و به صورت چو نامه ارژنگ

چو زلف یار شبه زلف شد هوا از بوی

چو روی یار پری روی شد زمین از رنگ

مگر جهان را این فصل جادویی آموخت

از آن پدید کند هر زمان دگر نیرنگ

بخواه باده نوشین شها و نوش کنش

به بانگ و ناله بربط به لحن و نغمه چنگ

خدایگانا تا شاه آسمان دایم

گهی سوی بره آید گهی سوی خرچنگ

همیشه باد برایت فراخته رایت

همیشه باد به رویت فروخته اورنگ

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۱۷۸ - شکایت از حاسدانتاکیم از چرخ رسد آذرنگ
  2. شمارهٔ ۱۷۹ - مدح سیف الدوله محمود و تهنیت فتح اگرهدو سعادت به یکی وقت فراز آمد تنگ
  3. شمارهٔ ۱۸۰ - مدیح علاء الدوله سلطان مسعودهمیشه دشمن مالست شاه دشمن مال
  4. شمارهٔ ۱۸۱ - ستایش سیف الدوله محمودولایت مه شعبان به روزه شد تحویل
  5. شمارهٔ ۱۸۲ - مدح امیر ابوالفرج نصر بن رستمخجسته بادا بر خواجه عمید اجل
  6. شمارهٔ ۱۸۳ - ثقة الملک طاهربن علی را ستوده استبه طاهر علی آباد شد جهان کمال
  7. شمارهٔ ۱۸۴ - توصیف اسب و مدح سلطان مسعودشاد باش ای هیون آخته یال
  8. شمارهٔ ۱۸۵ - هم در ثنای آن شهریارای اختیار ایزد دادار ذوالجلال
همه‌ی قصاید ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.