پرش به محتوای اصلی
ملا مسیح ملا مسیح

رام و سیتا

بخش ۲۵ - رخصت شدن راجه جسرت از جنک و ملاقات کردن پرسرام در راه

مهیا آمد از بهر سواری

به پیل آسمان پیکر عماری

چو خرگاهی زده در کوهساری

چو فانوس فروزان از ح صاری

به شوق عاشق آن معشوق سرمست

بسان شمع در فانوس بنشست

نگاه رام مست مخمل وی

دل مخمور چون از شیشۀ می

جنک در وقت رخصت با دم سرد

سه منزل با عزیزان همرهی کرد

جنک در ره وداع دوستان داد

عزیزان را سفر در پیش افتاد

چو از ره نیمه ای آمد به پایان

شگون بد زهر سو شد نمایان

به ناگه خواست گرد هولناکی

به دلها آتشی در دیده خاکی

بر آمد پرسرام از کوه صحرا

به قصد قتل شان گفت آشکارا

ندانی من کیم من پرسرامم

زمین در لرزه می آید ز نامم

منم فرزند جمداکن برهمن

که بهر کینۀ خون پدر من

ز طاعت گه کشیدم خنجر تیز

به هفت اقلیم کردم عام خونریز

وزیدم زهرهٔ رزم آزمایان

به آب تیغ شستم نام رایان

نچهتر گرد گیتی بیست و یکبار

ببخشیدم برای اهل زنار

شنیدستم که اندر شهر ترهت

کمان بر من کشیده رام جسرت

کمان بشن در فرمان من هست

کزو تیری ظفر اندازم از شست

سخن با چتری زاده هر که گوید

کمان من کشد با جنگ جوید

به چشم خویش مرگ خویش چون دید

ز حسرت جسرت نامید نالید

تمامی لشکرش شد نیست از هست

به خون شست از حیات خویشتن دست

بر آمد رام در میدان که استاد

پدر را از تسلی ساخته شاد

پدر هر چند منع از جنگ فرمود

دلیر آمد کمانش از دست بربود

به حمله چون کمان بشن بشکست

به قصد او خدنگی ماند بر شست

ز سهمش پرسرا م آمد به زنهار

که از بهر خدا جانم نگهدار

جوابش داد آن شیر نیستان

که جان من فدای نام یزدان

ترا از نام یزدان چون نبخشم

چو گفتی نام او جان چون نبخشم

مرا بخشیدن آسانست آسان

ولی خالی نیفتد تیر مردان

بفرما تا ازین صحرای نخجیر

عبادت خانه ات اندازم از تیر

به صد الحاح دیگر پرسرامش

نکرد از اشک خونهایی به جامش

بگفتا جان بشن و شخصی رامی

که گردد گرد نامت نیکنامی

مکن نومید طاعت این زبون را

نشان تیر خود ساز این نگون را

به زنهارش ببخشید آن جوانمرد

هر آنچه خواست دشمن او همان کرد

پدر صد آفرین داد و سپاهش

که عاجز کرده بخشیدی گناهش

دگر تا تخت گه شد گلشن آباد

ز ره رفتن نیاسودند چون باد

ادامه‌ی رام و سیتا

  1. بخش ۲۷ - مصلحت کردن راجه جسرت با وزیران به جهت جلوس رام بر تخت شاهی و حیله انگیختن مادر برت برای اخراج رامچو جسرت در اود بنشست دلشاد
  2. بخش ۲۸ - اخراج کردن جسرت رام را و روان شدن رام و سیتا و لچمن به صحرای چترکوتسحر چون ماند بر سر شاه چین تاج
  3. بخش ۲۹ - غسل کردن سیتا در دل آب گنگچو قصد غسل کرد آن سرو گلرنگ
  4. بخش ۳۰ - در بیان وفات کردن راجه جسرت در فراق رامچو پیش آمد بران رای خردمند
  5. بخش ۳۱ - مشورت کردن وزیران با برت به جهت جلوس او و منع کردن برت وزیران را و آمدن در چترکوت به جهت آوردن رام و انکار کردن رام از ملکبه پایان چون رسید ایام ماتم
  6. بخش ۳۲ - رخصت کردن رام برت را با کفش چوبین و تعریف سلوک پادشاهی اوبرت آن کفش چوبین بست بر سر
  7. بخش ۳۳ - رفتن رام از چترکوت به صحرای اتره زاهد و دیدن سیتا زن او را و فرود آمدن حله ها از عالم بالا برای سیتا به دعای زن زاهدچو سیاحان به عزم جای دیگر
  8. بخش ۳۴ - رفتن رام در منزل سرسکه بر بتک زاهد و دیدن اندر را در آنجا و رفتن زاهد به عالم بالابهر جا کش سراغ عابدی یافت
همه‌ی رام و سیتا ←

ملا مسیح درباره‌ی ملا مسیح

شیخ سعدالله مسیح پانی‌پتی یا خیرانوی شاعر هندی، معاصر شاه جهان و جهانگیرشاه از شاهان گورکانی هند بوده و با ادیبان معاصر خود از جمله شیدا، صائب و مقرب‌خان روابط حسنه‌ای داشته است. او دوازده سال در بنارس اقامت گزیده و به مطالعهٔ زبان و ادبیات سانسکریت پرداخته بود که این دوران در استفادهٔ فراوان از واژه‌های سانسکریت و هند...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.