پرش به محتوای اصلی
ملا مسیح ملا مسیح

رام و سیتا

بخش ۲۹ - غسل کردن سیتا در دل آب گنگ

چو قصد غسل کرد آن سرو گلرنگ

به آب زندگی شد آشنا گنگ

کنار آب رفت آن رشک مهتاب

فکند از سایه، آتش در دل آب

کشید از بر پرند زعفرانی

برون آمد مه از ابر کتانی

ز ماهش آب پل بر عید بشکست

حبابش قبه های عید می بست

نمود از پرتوِ آن شمع کافور

چو از عکس آبگینه آب پر نور

ز عکس خویش مه ز آیینۀ آب

چو ماهی شد ز عشق آب بیتاب

به آب از شوق در شد مست و مدهوش

که عکس خویش را گیرد در آغوش

به گرد او به جان گرداب گردید

ز شادی موج اندر خود نگنج ید

ز شادی پای خود کرده فراموش

ز بوس پای او رفت آب از هوش

چو ماهی شد در آب آن ماه دلکش

برستش را گر و برد آب زآتش

چو جوی باغ می نو شد ز ت أثیر

همه آب انگبین و باده و شیر

به ذوق پای بوسِ آن پری چهر

روان آب از دهانِ چشمۀ مهر

ز آب روی خود داد آب را آب

هنوز آن آبرو باقی ست با آب

از آن صافی بدن گشت آب چون در

سراپا همچو در زان آب شد پر

چو گل شسته ز شبنم آبِ رو را

به روی آب افزود آبرو را

صفا شد جان گنگ از غسل آن رو

بحالست آب او زان تیرگی شو

به بوی آن نسیم نو بهاری

هلاک بازگشتن آب جاری

چو جا در آب کرد آن راح ت جان

ز رشک گنگ جان داد آبِ حیوان

صدف گوهر نثارِ لعل او ساخت

به فرق موش ماهی عنبر انداخت

به آب آن ماهرو، چون جلوه نو کرد

دل نیلوفر از خورشید شد سرد

اگر گنگ از بهشت اول بدر شد

بهشت ثانی اندر گنگ در شد

چو بر سر ریختی آب آن بت مست

ز دستش آب خم می رفت از دست

چو بعد از غسل پا از آب بر زد

نهال آتشین از آب سر زد

برون شد چون ز آب آن نازنین حور

علم زد جوشش فوارهٔ نو ر

قوی شد قول های هند مانا

که ماه آمد برون بی شک ز دریا

به رفتن شعله زد آبِ روان را

وطن آتشکده شد ماهیان را

به آب اندر شده بی تاب ماهی

طپیده آب چون بی آب ماهی

شد آن بلقیس نازان سوی جمشید

ز برج آب شد تحویل خورشید

چو دیده رام روی آن صنم را

فرامش کرد آن دیرینه غم را

روان شد رام زآنجا با دلِ ریش

ز سرحد پدر ده روزه ره بیش

به صحرا گاه چترّکوت جا کرد

عبادتخانه ای از خس بنا کرد

به یاد حق در آنجا شادمان شد

به طاعت پیشوای زاهدان شد

ادامه‌ی رام و سیتا

  1. بخش ۳۱ - مشورت کردن وزیران با برت به جهت جلوس او و منع کردن برت وزیران را و آمدن در چترکوت به جهت آوردن رام و انکار کردن رام از ملکبه پایان چون رسید ایام ماتم
  2. بخش ۳۲ - رخصت کردن رام برت را با کفش چوبین و تعریف سلوک پادشاهی اوبرت آن کفش چوبین بست بر سر
  3. بخش ۳۳ - رفتن رام از چترکوت به صحرای اتره زاهد و دیدن سیتا زن او را و فرود آمدن حله ها از عالم بالا برای سیتا به دعای زن زاهدچو سیاحان به عزم جای دیگر
  4. بخش ۳۴ - رفتن رام در منزل سرسکه بر بتک زاهد و دیدن اندر را در آنجا و رفتن زاهد به عالم بالابهر جا کش سراغ عابدی یافت
  5. بخش ۳۵ - خلاصی یافتن اهلیا زن گوتم که به دعای شوهر سنگ شده بود از قدم مبارک رامچنین تا بر در دیری رسیدند
  6. بخش ۳۶ - کور کردن رام یک پسر اندر را که به صورت زاغ سیتا را رنجانیده بودشکار آورد روزی آن ظفرکیش
  7. بخش ۳۷ - دیدن حوض پر آب و نیلوفر و چیدن گلها رام و سیتا با یکدیگرجهانگیر فلک با روی روشن
  8. بخش ۳۸ - رفتن رام بدیدن ستیچن زاهد و پرسیدن خبر ستارهٔ سهیلخرامان آن دو سرو از گشت گلشن
همه‌ی رام و سیتا ←

ملا مسیح درباره‌ی ملا مسیح

شیخ سعدالله مسیح پانی‌پتی یا خیرانوی شاعر هندی، معاصر شاه جهان و جهانگیرشاه از شاهان گورکانی هند بوده و با ادیبان معاصر خود از جمله شیدا، صائب و مقرب‌خان روابط حسنه‌ای داشته است. او دوازده سال در بنارس اقامت گزیده و به مطالعهٔ زبان و ادبیات سانسکریت پرداخته بود که این دوران در استفادهٔ فراوان از واژه‌های سانسکریت و هند...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.