فهرست اشعار
- شمارهٔ ۱ عالم تن و روح لا اله الا هوست
- شمارهٔ ۲ مجذوب دگر مجوش از راز محیط
- شمارهٔ ۳ از مرتبه نبی شرف دارد حُسن
- شمارهٔ ۴ دست تو چهها که با در خیبر کرد
- شمارهٔ ۵ بر خاک نظر کرد که زر میسازم
- شمارهٔ ۶ تا واهمه را ز دل نکردیم به در
- شمارهٔ ۷ زنهار که رخ نتابی از درویشان
- شمارهٔ ۸ تو غافل از آنی که تو را آنی هست
- شمارهٔ ۹ دین آر به دست از پی دینار مرو
- شمارهٔ ۱۰ مجذوب شناخت کار هر بیهده نیست
- شمارهٔ ۱۱ زآن می نخورد زاهد پاکیزهخصال
- شمارهٔ ۱۲ درگاه تو یا علی شهان را کافیست
- شمارهٔ ۱۳ روزی دو سه دست و پا گشایند تو را
- شمارهٔ ۱۴ روزی که ز بیم جمله را دل خونست
- شمارهٔ ۱۵ از آهن و نقره و طلا بیکم و کاست
- شمارهٔ ۱۶ گاه از نفس سینه سوزان پیداست
- شمارهٔ ۱۷ مجذوب قناعتی که یزدان به تو داد
- شمارهٔ ۱۸ آنم که نهفته های و هویی دارم
- شمارهٔ ۱۹ امروز که ویرانهٔ این عالم خُرد
- شمارهٔ ۲۰ تا دیدهام از غم تو گریان نشود
- شمارهٔ ۲۱ مقصود فلک طوف زمین تو بود
- شمارهٔ ۲۲ مجذوب ز فکر بیش دلم سوختهایم
- شمارهٔ ۲۳ آن گل مگر از پرده برون میآید
- شمارهٔ ۲۴ چون بیتو نگاهم به سیاهی پوید
- شمارهٔ ۲۵ مجذوب به عشق و عشق نازد به جنون
- شمارهٔ ۲۶ ای کعبهروی که گرم راهی چون پیک
- شمارهٔ ۲۷ مجذوب غنیمت است دریات دمی
- شمارهٔ ۲۸ دنیا که تو را به مکر بیتاب نمود
- شمارهٔ ۲۹ خواهی که همیشه باشدت نعمت و ناز
- شمارهٔ ۳۰ در کوچکیش بدیدم از دست شدم
- شمارهٔ ۳۱ دنیا نه همین ز طفل بیمار پر است
- شمارهٔ ۳۲ کنجی بنشین و گریه تنها میکن
- شمارهٔ ۳۳ دائم نبود رنگ تو سرخ از می تو
- شمارهٔ ۳۴ تا چند دلت بیخبر از مرگ بود
- شمارهٔ ۳۵ روزی که رسی به پرسش این دلریش
- شمارهٔ ۳۶ دنیا گر باغ و گر قفس بود گذشت
- شمارهٔ ۳۷ در وقت زیارت نبی این دو ادا
- شمارهٔ ۳۸ از من نه هزار پند یک پند شنو
- شمارهٔ ۳۹ از شاخ هنر بری توانی خوردن
- شمارهٔ ۴۰ دنیا که تو را دو روزه دارد دلخوش
- شمارهٔ ۴۱ زن خنده به فکر ارشمندیس و مترس
- شمارهٔ ۴۲ ای آن که عقول عاقلت میخوانند
- شمارهٔ ۴۳ اسلم میخور که شق اسلم این است
- شمارهٔ ۴۴ در جیب دلم چاک و رفو بر سر هم
- شمارهٔ ۴۵ روزی که ز دهر بر غرامت نروم
- شمارهٔ ۴۶ دنیا مطلب که عور میباید رفت
- شمارهٔ ۴۷ بر خاک فتاده سرو از رفتارت
- شمارهٔ ۴۸ تا شد ز نگاه تو جهانی از جا
- شمارهٔ ۴۹ آن قوم که بر ستم دلیرند همه
- شمارهٔ ۵۰ مجذوب تنگ بساط میباید بود
- شمارهٔ ۵۱ از خون جگر شراب خواهیم گرفت
- شمارهٔ ۵۲ میگفت به سرو در چمن فاختهای
- شمارهٔ ۵۳ ای قبله اقلیم ولایت کویت
- شمارهٔ ۵۴ تا نور خدا نقاب کرد از رخ دور
- شمارهٔ ۵۵ ای قبله عاشقان جفا کمتر کن
- شمارهٔ ۵۶ چشمم که سرشک لالهگون میآرد
- شمارهٔ ۵۷ ای آن که ز الحاد شدی هرزه درا
- شمارهٔ ۵۸ نوری که به چشم موسی از طور نمود
- شمارهٔ ۵۹ در وادی غم جنون پر شورم سوخت
- شمارهٔ ۶۰ جانا به شمارهای که من دانم و تو
متن اشعار به نقل از گنجور.