پرش به محتوای اصلی
مهستی گنجوی مهستی گنجوی

رباعیات

رباعی شمارۀ ۱۷۲

هر گه که تو نعل اسب یکران بندی

داغی دگرم بر دل حیران بندی

قربان شومت پیش، چو برگیری کیش

وز کیش برآیم چو تو قربان بندی

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارۀ ۱۷۴چون اسب به میدان طرب می‌تازی
  2. رباعی شمارۀ ۱۷۵مضراب ز زلف و نی ز قامت سازی
  3. رباعی شمارۀ ۱۷۶گر زانکه چو خاکِ ره، ستم‌کش باشی
  4. رباعی شمارۀ ۱۷۷در سنگ اگر شوی چو نار ای ساقی
  5. رباعی شمارۀ ۱۷۸گر من به مَثَل هزار جان داشتمی
  6. رباعی شمارۀ ۱۷۹از دیده اگر نه خون روان داشتمی
  7. رباعی شمارۀ ۱۸۰ای تُنگ شکر چون دهن تنگت نی
  8. رباعی شمارۀ ۱۸۱بس خون که بدان دو چشم خونخواره کنی
همه‌ی رباعیات ←

مهستی گنجوی درباره‌ی مهستی گنجوی

مَهْسِتی گنجوی از شاعران زن متقدم تاریخ ادبیات فارسی و همدوره با غزنویان بوده است. همسر وی را امیراحمد پسر خطیب گنجه و سال وفات وی را ۵۷۶ یا ۵۷۷ هجری قمری نوشته‌اند. از وی کتاب کامل و مستقلی باقی نمانده است (اطلاعات بیشتر). مجموعهٔ رباعیات مهستی به همت آقای علی پی‌سپار و از روی یک نسخهٔ چاپ شده در آذربایجان شوروی به گ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.