پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۸۳۷

یارب که دوش غایب من خانه که بود؟

تشویش این چراغ ز پروانه که بود؟

من مست بوده ام به خرابات عاشقان

آن نازنین به مجلس مستانه که بود؟

باری نبود در دلم امشب نشان صبر

تا آن رونده باز به ویرانه که بود؟

از گریه شبانه سرم درد می کند

یارب که این شراب زخمخانه که بود؟

می تافت دوش زلف چو زنجیر، وه که باز

آن وقت درد بیدل و پروانه که بود؟

فرمان نداده روی تو چندین که آسمان

اقطاع آفتاب ز کاشانه که بود؟

دست مبارک تو که دی رنجه شد ز تیغ

آن دولت از پی سر مردانه که بود؟

ماند از بلای خال تو خسرو به دام زلف

آن مرغ را نگر هوس دانه که بود؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۳۹اهل خرد که از همه عالم بریده‌اند
  2. شمارهٔ ۸۴۰یاران که زخم تیر بلایت چشیده‌اند
  3. شمارهٔ ۸۴۱رندان پاکباز که از خود بریده‌اند
  4. شمارهٔ ۸۴۲لعل شکروشت که به جلاب شسته اند
  5. شمارهٔ ۸۴۳اهل خرد که دل به جهان در نبسته‌اند
  6. شمارهٔ ۸۴۴آن رهروان که گام به صدق و صفا زنند
  7. شمارهٔ ۸۴۵دریاب کز فراق تو جانم به لب رسید
  8. شمارهٔ ۸۴۶باز آن شکار دوست، ز ابرو کمان کشید
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.