پرش به محتوای اصلی
کمال خجندی کمال خجندی

رباعیات

شمارهٔ ۳

گفتم مستی گفت که آری بخدا

گفتم مگذار گفت که بگذار مرا

گفتم بازا گفت که از من بازا

گفتم رفتم گفت دگر باز میا

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۵با پسته تنگ تو شکر بر هیچ است
  2. شمارهٔ ۶تا کی نبود با دل من تمکینت
  3. شمارهٔ ۷دندان مرا چو درد پنهان بگرفت
  4. شمارهٔ ۸کس خوبتر از تودر جهان ممکن نیست
  5. شمارهٔ ۹در دور زمان لحظه ای آرامش نیست
  6. شمارهٔ ۱۰انسان بمثل آینه باشد بالذات
  7. شمارهٔ ۱۱آن میر که در سماع سوزی دارد
  8. شمارهٔ ۱۲امروز چو شعر هر که در خط کوشد
همه‌ی رباعیات ←

کمال خجندی درباره‌ی کمال خجندی

کمال‌الدین مسعود خُجندی معروف به شیخ کمال و کمال خجندی از عارفان و شاعران پارسی‌گوی قرن هشتم هجری بود. تولدش در خجند فرارود بود؛ اما پس از سفر حج در تبریز ساکن شد. شیخ کمال در خدمت سلطان حسین جلایر درآمد و در خانقاهی که سلطان برای او ساخته بود به سر می‌برد. وی از شاعران بزرگ اواخر قرن هشتم است که مخصوصاً در غزل‌ سرایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.