پرش به محتوای اصلی
خیام خیام

دم را دریابیم [۱۴۳-۱۰۸]

رباعی ۱۲۶

از درسِ علوم جمله بگریزی بِهْ

و اندر سرِ زلفِ دلبر آویزی به

زآن پیش که روزگار خونت ریزد

تو خونِ قِنینه در قَدَح ریزی بِهْ

ادامه‌ی دم را دریابیم [۱۴۳-۱۰۸]

  1. رباعی ۱۲۸* از آمدنِ بهار و از رفتنِ دِی
  2. رباعی ۱۲۹زان پیش که نامِ تو ز عالَم برود
  3. رباعی ۱۳۰* ای دوست بیا تا غمِ فردا نخوریم
  4. رباعی ۱۳۱* تَن زن چو به زیرِ فَلَکِ بی‌باکی
  5. رباعی ۱۳۲* می بر کفِ من نِهْ که دلم در تاب است
  6. رباعی ۱۳۳می نوش که عمرِ جاودانی این است
  7. رباعی ۱۳۴با باده نشین که مُلْکِ محمود این است
  8. رباعی ۱۳۵امروز تو را دسترس فردا نیست
همه‌ی دم را دریابیم [۱۴۳-۱۰۸] ←

خیام درباره‌ی خیام

حکیم ابوالفتح عمربن ابراهیم الخیامی مشهور به «خیام» -فیلسوف و ریاضیدان و منجم و شاعر ایرانی- در سال ۴۳۹ هجری قمری در نیشابور زاده شد. وی در ترتیب رصد ملکشاهی و اصلاح تقویم جلالی همکاری داشت. وی اشعاری به زبان پارسی و تازی و کتاب‌هایی نیز به هر دو زبان دارد. از آثار او در ریاضی و جبر و مقابله، رسالهٔ «فی شرح ما اشکل من...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.