پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۶۸

نور رخ تو طلسم خورشید شکست

خورشید ز شرم سایه از خلق گسست

رخ زرد و خجل گشت و به مغرب پیوست

پیرایه سیه کرد و به ماتم بنشست

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۷۰عشقی که ز من دود برآورد این است
  2. رباعی شمارهٔ ۷۱از کوههٔ چرخ مملکت مه درگشت
  3. رباعی شمارهٔ ۷۲تب داشته‌ام دو هفته ای ماه دو هفت
  4. رباعی شمارهٔ ۷۳از دست غم انفصال می‌جویی، نیست
  5. رباعی شمارهٔ ۷۴آفاق به پای آه ما فرسنگی است
  6. رباعی شمارهٔ ۷۵بپذیر دلی را که پراکندهٔ توست
  7. رباعی شمارهٔ ۷۶خاقانی‌! اگرچه عقل دست خَوش توست
  8. رباعی شمارهٔ ۷۷آن غصه که او تکیه‌گه سلطان است
همه‌ی رباعیات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.