پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

قطعات

شمارهٔ ۹۹

از زمانه منال خاقانی

گرچه در غربتت منال نماند

که زمانه هم از تو نالان تر

که کرم را در او مجال نماند

قفل پندار برکن از در دل

که تو را عشوهٔ نوال نماند

فارغ آنگه شود دلت که در او

دیو پنداشت را خیال نماند

تکیه‌گاه نصیب بعد الیوم

جز بر اکرام ذو الجلال نماند

خواجگان را به انفعال بران

که در ایشان جز افتعال نماند

ماتم خواجگان رفته به دار

کز درخت کرم نهال نماند

ای خراسان تو را شهاب نزیست

وی صفاهان تو را جمال نماند

گر سگالش کنی به هفت اقلیم

یک کریم سخا سگال نماند

سفلگان را و راد مردان را

کار بر یک قرار و حال نماند

هر که را مال هست، همت نیست

هر که را همت است، مال نماند

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۰۱ - در مدح قاضی عمربن عبدالعزیزاقضی‌القضاة عمر عبد العزیز راست
  2. شمارهٔ ۱۰۲من که خاقانیم حساب جهان
  3. شمارهٔ ۱۰۳ - این قطعه را در واقعهٔ حبس خویش گفتهبهشت صدرا تا دولت تو در دربست
  4. شمارهٔ ۱۰۴ - در دعای مادرمادرم کرد وقت نزع، دعا
  5. شمارهٔ ۱۰۵ - در حماسهچون زمان، عهد سنائی درنوشت
  6. شمارهٔ ۱۰۶ - در بارهٔ رشید الدین وطواطنیک بد رائی با خلق جهان
  7. شمارهٔ ۱۰۷ - در مرثیهاز افق ملکت ار ستاره فرو شد
  8. شمارهٔ ۱۰۸ - در مدح مجاهد الدین نظاممدار ملک جهان بر مجاهد الدین است
همه‌ی قطعات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.