پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

قطعات

شمارهٔ ۱۹۴ - در حق مادر خویش

ای ریزهٔ روزی تو بوده

از ریزش ریسمان مادر

خو کرده به تنگنای شروان

با تنگی آب و نان مادر

زیر صلف کسی نرفته

جز آن خدای و آن مادر

افسرده چو سایه و نشسته

در سایهٔ دوکدان مادر

ای باز سپید چند باشی

محبوس به آشیان مادر

شرمت ناید که چون کبوتر

روزی خوری از دهان مادر

تا کی چو مسیح بر تو بینند

از بی‌پدری نشان مادر

یک ره چو خضر جهان بپیمای

تا چند ز خانه جان مادر

ای در یتیم چون یتیمان

افتاده بر آستان مادر

مدبر خلفی به خویشتن بر

خود نوحه کن از زبان مادر

با این همه هم نگاه می‌دار

حق دل جانفشان مادر

با غصهٔ دشمنان همی ساز

بهر دل مهربان مادر

می‌ترس که آن زمان درآید

کارند به سر زمان مادر

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۹۶گر کهان مه شدند خاقانی
  2. شمارهٔ ۱۹۷با در و دشت ساز خاقانی
  3. شمارهٔ ۱۹۸هر که خر در خلاب شهوت راند
  4. شمارهٔ ۱۹۹مهترا بلبل انسی پس از این
  5. شمارهٔ ۲۰۰عیسی دورانم و این کور شد دجال من
  6. شمارهٔ ۲۰۱ - در مذمت کیمیاگری و صنعت اکسیرعلم دین کیمیاست خاقانی
  7. شمارهٔ ۲۰۲ - در تحسر مرگ رشید فرزند خودای خواجه حساب عمر برگیر
  8. شمارهٔ ۲۰۳من خدمت تو کردم و تو حق شناس نه
همه‌ی قطعات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.