پرش به محتوای اصلی
کسایی کسایی

دیوان اشعار

موی سپید و روی سیاه ...

چون سر من سپید دید بتم

گفت: «تشبیه شیب و سخت عجب»

گفت: «موی سپید و روی سیاه»

همچو روز است در میانهٔ شب

ادامه‌ی دیوان اشعار

  1. دشمنی مذهبیهیچ نپذیری چون ز آل نبی باشد مرد
  2. به نوبهار ...به نوبهار جهان تازه گشت و خرم گشت
  3. جنازهٔ دوستجنازهٔ تو ندانم کدام حادثه بود؟
  4. نرگسنرگس نگر، چگونه همی عاشقی کند
  5. مرگ امیرآن کس که بر امیر درِ مرگ باز کرد
  6. سرخ رویی و زرد رویینورد بودم، تا ورد من مُورَّد بود
  7. مردم و زمانهنانوردیم و خوار و این نه شگفت
  8. زلف معشوقکمند زلف را ماند چو برهم بافتن گیرد
همه‌ی دیوان اشعار ←

کسایی درباره‌ی کسایی

مجدالدین ابوالحسن یا ابواسحاق کسائی مروزی از شاعران قرن چهارم و معاصر اواخر عهد سامانی و اوایل عهد غزنوی است. وی به سال ۳۴۱ هجری قمری در مرو به دنیا آمد. در آغاز شاعری مداح بود و مدح سلاطین زمان خود را می‌گفت ولی در اواخر عمر از این کار پشیمان شد. چنان که از اشعارش بر می‌آید، شیعی مذهب بوده است. از اشعارش حدود ۲۰۰ بیت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.