پرش به محتوای اصلی
کمال‌الدین اسماعیل کمال‌الدین اسماعیل

قطعات

شمارهٔ ۳۳۱ - ایضا له

آن ریش فلان مزد قانی

ریشیست عظیم باستانی

بسیار، چو حادثات گیتی

نا خوش، چو بلای ناگهانی

در هم ، چو دلش ز تنگ عیشی

محکم،چو کفش ز سوزیانی

انبومو گران و زشت و ناخوش

مانندۀ ابر مهرگانی

بر سینۀ او ز دورگویی

بر خر نمدیست ترکمانی

ناید به هزار سال پیدا

تیزی که درو شود نهانی

آویخته زو بصد علامت

چو پشم سگان کاهدانی

آلوده چو عرضش از معایب

خالی چو دماغش از معانی

از جملۀ ریشهای گیتی

آن را شاید که ریش خوانی

نتوان گفتن به ... یک تن

آن ریش چنان هزا رگانی

هر شاخی از آن به... قومی

وان قوم ظریف و اصفهانی

بس لایق تست این که گویند

ریش تو ریم ز باستانی

این قدر نداند آن مدمّغ

با آن همه فضل و چیز دانی

کان ریش چنان نمی پسندند

صاحب طبعان این زمانی

زیرا که بهیچ کار ناید

الّا ز برای دمنه دانی

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۳۳۳ - ایضا لهکرده یی ژار با من انعامی
  2. شمارهٔ ۳۳۴ - وله ایضاجهان فضل و فضایل امام ربّانی
  3. شمارهٔ ۳۳۵ - وله ایضاای صفات کرمت روحانی
  4. شمارهٔ ۳۳۶ - ایضاً لهای صاحبی که گر بمثل رای باشدت
  5. شمارهٔ ۳۳۷ - ایضا لهاگر کسی پسری را از آن تو بکشد
  6. شمارهٔ ۳۳۸ - و قال ایضاًبلند قدرا آنی که در علاج نیاز
  7. شمارهٔ ۳۳۹ - وله ایضادوستی دارم چون ناخن‌گیر
  8. شمارهٔ ۳۴۰ - وله ایضا فی التوبیخای که پی حرص و هوا می روی
همه‌ی قطعات ←

کمال‌الدین اسماعیل درباره‌ی کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل فرزند جمال‌الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی، معروف به خلاق المعانی (۵۶۸-۶۳۵ ه.ق) به اعتقاد بعضی آخرین قصیده‌سرای بزرگ ایران است که در جریان حمله مغول و به دست آنان کشته شد. پدرش (جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی) نیز از شعرای بزرگ ایران است. دیوان کمال‌الدین اسماعیل به همت آقای سیاوش جعفری در گنجور در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.