پرش به محتوای اصلی
کمال‌الدین اسماعیل کمال‌الدین اسماعیل

قطعات

شمارهٔ ۲۲۱ - ایضا له

زهی ز لفظ تو بازار فضل را رونق

ز درّ نظم تو کار هنر گرفته نسق

تویی که چشمة خورشید بارها گشتست

ز شرم خاطر پاکت غرق میان عرق

چو خامه ات قصب السّبق از عطارد برد

کنون عطارد گیرد ز خامة تو سبق

چو من ز فضل تو و شوق خود سخن رانم

ز هفت چرخ بگویم رسد صدای صدق

بگوی تا ندهد چرخ زحمتم زین بیش

چو می رسد سخن تو بطارم ازرق

گذشت دوری خدمت ز حدّ و نزدیکیست

که دست صبرم سر پوش بفکند ز طبق

ز بیم آنکه شبیخون کند غمت، هر شب

ز آب دیده کنم گرد خویشتن خندق

از آن قبل دل من در ولای تو صافیست

که خون دل را از دیده کرده ام راوق

ز تند بادادم سردم ار نترسیدی

فلک براندی بر اب چشم من زورق

چو آب زندگی من به جوی هجر برفت

کنون چه حاص ازین زندگی بی رونق

بگاه صبح گریان دریده ام چون صبح

بوقت شامم دامن ز خون دل چو شفق

هم از شکسته دلی باشد ار زنم گه گه

بر غم دشمن در پوست خنده چون فستق

ز من فراق تو ار صبر می کند چه عجب؟

دراز گشت و نباشد دراز جز احمق

بدان سبب که سر کلک تو ز من ببرید

فرو شکست مرا روزگار همچو ورق

ز من وظیفة انعام و لطف باز مگیر

که خود ندارم صبر و دلی چنان الحق

مرا بسلسلة خطّ خود مقیّد دار

که از فراق تو دیوانه گشته ام مطلق

ز من خطاب بزرگ و تو منقطع گشتست

از آن سبب که به دیوانگان شدم ملحق

وصال باید و باید زمانه هیچ و لیک

عجاله یی بود آخر برای سد رمق

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۲۲۳ - ایضا لههیچ حاصل ز فضل و دانش نیست
  2. شمارهٔ ۲۲۴ - وله ایضاکمال الدّین که چرخ پیر نارد
  3. شمارهٔ ۲۲۵ - ایضا لهای جبین تو مطلع اقبال
  4. شمارهٔ ۲۲۶ - ایضا لهبنده ات بود گرسنه پیرار
  5. شمارهٔ ۲۲۷ - ایضا لهای شده ذات تو مستجمع انواع کمال
  6. شمارهٔ ۲۲۸ - وله ایضامحقّق است که چیزی که آن رسد به کمال
  7. شمارهٔ ۲۲۹ - ایضا لهدو نشان ماند از مروّت و بس
  8. شمارهٔ ۲۳۰ - وله ایضادی در اسباب سیّدالوزرا
همه‌ی قطعات ←

کمال‌الدین اسماعیل درباره‌ی کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل فرزند جمال‌الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی، معروف به خلاق المعانی (۵۶۸-۶۳۵ ه.ق) به اعتقاد بعضی آخرین قصیده‌سرای بزرگ ایران است که در جریان حمله مغول و به دست آنان کشته شد. پدرش (جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی) نیز از شعرای بزرگ ایران است. دیوان کمال‌الدین اسماعیل به همت آقای سیاوش جعفری در گنجور در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.