پرش به محتوای اصلی
کمال‌الدین اسماعیل کمال‌الدین اسماعیل

قطعات

شمارهٔ ۲۲۷ - ایضا له

ای شده ذات تو مستجمع انواع کمال

نو عروسان سخن راز ثنای تو جمال

هم صریر قلمت ترجمۀ لفظ کرم

هم صدای سخنت طیره ده سحر حلال

در ره فهم معانی تو ارباب سخن

بس که کرده اند سقط یاوگی وهم و خیال

نیشکر را ز حسد طعم دهان تلخ شدست

تا به باغ سخن از کلک تو بر رست نهال

آبدارست ز رشح کرمت تیغ هنر

در عرق غرق ز شرم سخنت آب زلال

گر تو با صورت دیوار در آیی بسخن

جانور گردد از لطف حدیثت در حال

چرخ گفتا من و قدرت، خردش گفت خموش

که ز پیران نبود خوب سخنهای محال

شد دهان سخن از شکر گفت گوشا گوش

تا کنار طمع از جود تو شد مالامال

از پی جلوه گه مدح آراسته اند

خوب رویان سخن راخم زلف و خط و خال

تا که شد طبع کریم تو خریدار سخن

تیر گردون را بررست ز شادی پر و بال

ای ز الفاظ تو تنگ آمده بر شکّر جای

در ثنای تو سخن را چه فراخست مجال؟

با بزرگیّ تو هم جای سخن باشد نیز

گر فرستیم بجای سخنت عقد لآل

از طلبکاری تو سر به فلک باز نهد

سخن بنده که باریک تر امد ز هلال

تو سخن خواسته یی از من و من خود همه عمر

خواستم تا سخن خویش رسانم بکمال

لیک معذور همی دار که از دهشت تو

شد زبان سخن اندر دهن ناطقه لال

باد پایان سخن را قلمم زان پی کرد

تا از ایشان به بساطت نرسد گرد هلال

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۲۲۹ - ایضا لهدو نشان ماند از مروّت و بس
  2. شمارهٔ ۲۳۰ - وله ایضادی در اسباب سیّدالوزرا
  3. شمارهٔ ۲۳۱ - این قطعه در مدح ملک السّیادة و النّقابه سیّد مجدالدّین گویدزندگانیّ مجلس عالی
  4. شمارهٔ ۲۳۲ - ایضا لهقطعه ای نزد تو فرستادم
  5. شمارهٔ ۲۳۳ - ایضا لهبنا میزد دلی چون شیر دارم
  6. شمارهٔ ۲۳۴ - ایضا لهشعر کی نزد تو فرستادم
  7. شمارهٔ ۲۳۵ - وله ایضا فی استدعاالّتبنبدرگاه خواجه شدم دی سوار
  8. شمارهٔ ۲۳۶ - وله ایضاشبی به خوان تو حاضر شدم به ماه سیام
همه‌ی قطعات ←

کمال‌الدین اسماعیل درباره‌ی کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل فرزند جمال‌الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی، معروف به خلاق المعانی (۵۶۸-۶۳۵ ه.ق) به اعتقاد بعضی آخرین قصیده‌سرای بزرگ ایران است که در جریان حمله مغول و به دست آنان کشته شد. پدرش (جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی) نیز از شعرای بزرگ ایران است. دیوان کمال‌الدین اسماعیل به همت آقای سیاوش جعفری در گنجور در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.