پرش به محتوای اصلی
کمال‌الدین اسماعیل کمال‌الدین اسماعیل

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۷

بدان و آگه باش ای دل ستمکاره

وگرچه گفته‌اَمَت این حدیث صد باره

که گر ببینم ازین پس که نام عشق بری

به جان من که بدست خودت کنم پاره

تو از کجا و سر زلف دلبران ز کجا؟

به پای خود به بلا می‌روی تو بیچاره

نه دستیاری مال و نه پایداری صبر

برو که نیست تو را دست و پای اینکاره

اگر بری به غلط پیش حسن نام وفا

کنند همچو وفا از جهانت آواره

به دست خود مزن اندر خود آتش از پی آنک

سبو درست نیاید ز آب همواره

ز دست عشق پر آتش کنند سینهٔ تو

اگر تو خود همه از آهنیّ و از خاره

تو دستبرد بلاها ندیده‌ای آنجا

که ماه‌رویان پیدا کنند رخساره

چو آتشِ رخشان جان عاشقان سوزد

کنند هندوکان حلقه بهر نظّاره

بسی بگفتم و دل کم نمی کند ز جگر

چو در نگیرد بیهوده‌ایست گفتاره

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۹ای باد صبا خبر چه داری؟
  2. شمارهٔ ۱۴۰رویی، چگونه رویی؟ رویی چو آفتابی
  3. شمارهٔ ۱۴۱لب و دندان یار من نگرید
  4. شمارهٔ ۱۴۲من از وجود برنجم مرا چه غم بودی
  5. شمارهٔ ۱۴۳نخستم دل بدام اندر کشیدی
  6. شمارهٔ ۱۴۴خطی بر سوسن از عنبر کشیدی
  7. شمارهٔ ۱۴۵کجایی ای به دو رُخ آفتابِ دلداری؟
  8. شمارهٔ ۱۴۶بر آمد ز گلزار باد بهاری
همه‌ی غزلیات ←

کمال‌الدین اسماعیل درباره‌ی کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل فرزند جمال‌الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی، معروف به خلاق المعانی (۵۶۸-۶۳۵ ه.ق) به اعتقاد بعضی آخرین قصیده‌سرای بزرگ ایران است که در جریان حمله مغول و به دست آنان کشته شد. پدرش (جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی) نیز از شعرای بزرگ ایران است. دیوان کمال‌الدین اسماعیل به همت آقای سیاوش جعفری در گنجور در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.