پرش به محتوای اصلی
کمال‌الدین اسماعیل کمال‌الدین اسماعیل

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۹

ای باد صبا خبر چه داری؟

از زلف بتم اثر چه داری؟

از غمزۀ او دلم جدانیست

زان بیماران خبر چه داری؟

گر مردم چشم من نیی تو

بر خاک درش گذر چه داری؟

بوی سر زلف و خاک کویش

دانم داری دگر چه داری؟

ما را ببهای نیک بفروش

زین جنس متاع هر چه داری

دل را بجز این دو نیست حاجت

از تو مثلا خود ارچه داری

از من بریار بر پیامی

تو خود بجزین هنر چه داری؟

گو از تو چو حال من چنین شد

دریاب، غمی بخور، چه داری؟

گر هست ترا بکشتنم رای

تعجیل کن ای پسر چه داری؟

بی فایده صد هزار دل را

سر گشته بزلف در، چه داری؟

در بسته میان بعشوه ما را

بر هیچ نه چون کمر، چه داری

بد عهدی و جور و یار دیگر

کردی همه، زین بترچه داری؟

بردی دل و صبر و جان، نگویی

تا چشم هنوز بر چه داری؟

ترسم که جوابم این فرستی

دانم که تو خود سر چه داری

جان و دل و صبر هیچ باشد

اندیشه بکن که زرچه دادی؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۱لب و دندان یار من نگرید
  2. شمارهٔ ۱۴۲من از وجود برنجم مرا چه غم بودی
  3. شمارهٔ ۱۴۳نخستم دل بدام اندر کشیدی
  4. شمارهٔ ۱۴۴خطی بر سوسن از عنبر کشیدی
  5. شمارهٔ ۱۴۵کجایی ای به دو رُخ آفتابِ دلداری؟
  6. شمارهٔ ۱۴۶بر آمد ز گلزار باد بهاری
  7. شمارهٔ ۱۴۷زهی از روی تو گل شرمساری
  8. شمارهٔ ۱۴۸نرگسا! چیستت که پنداری
همه‌ی غزلیات ←

کمال‌الدین اسماعیل درباره‌ی کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل فرزند جمال‌الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی، معروف به خلاق المعانی (۵۶۸-۶۳۵ ه.ق) به اعتقاد بعضی آخرین قصیده‌سرای بزرگ ایران است که در جریان حمله مغول و به دست آنان کشته شد. پدرش (جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی) نیز از شعرای بزرگ ایران است. دیوان کمال‌الدین اسماعیل به همت آقای سیاوش جعفری در گنجور در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.