پرش به محتوای اصلی
کمال‌الدین اسماعیل کمال‌الدین اسماعیل

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۰

رویی، چگونه رویی؟ رویی چو آفتابی

زلفی، چگونه زلفی؟ هر حلقه‌ای و تابی

هر پرتوی ز رویت، در چشم عقل نوری

هر حلقه‌ای ز زلفت، در حلق جان طنابی

گر عکس عارض تو، بر صحن عالم افتد

گردد ز سایۀ او، هر ذرّه آفتابی

آب حیات کِبوَد؟ خلد برین چه باشد

بر روی تو نگاهی، بر یاد تو شرابی

در دورِ چشم مستت، هست از شرابِ فتنه

افتاده همچو نرگس، هر گوشه‌ای خرابی

آن چشم نرگسین را، از خواب خوش برانگیز

تا هر زمان نبیند، در راه فتنه خوابی

بر جان عاشقانت، بخشایش ار نیاید

گه گاه چشم بد را، بر می‌فکن نقابی

در خشک سال هجران، هم دولت رخ تست

گر هیچگونه ماندست، در چشم بنده آبی

هر کس که پرسد از من، احوال سوزیانم

باشد سرشک خونین، حاضرترین جوابی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۲من از وجود برنجم مرا چه غم بودی
  2. شمارهٔ ۱۴۳نخستم دل بدام اندر کشیدی
  3. شمارهٔ ۱۴۴خطی بر سوسن از عنبر کشیدی
  4. شمارهٔ ۱۴۵کجایی ای به دو رُخ آفتابِ دلداری؟
  5. شمارهٔ ۱۴۶بر آمد ز گلزار باد بهاری
  6. شمارهٔ ۱۴۷زهی از روی تو گل شرمساری
  7. شمارهٔ ۱۴۸نرگسا! چیستت که پنداری
  8. شمارهٔ ۱۴۹هر شبی با دلی و صد زاری
همه‌ی غزلیات ←

کمال‌الدین اسماعیل درباره‌ی کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل فرزند جمال‌الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی، معروف به خلاق المعانی (۵۶۸-۶۳۵ ه.ق) به اعتقاد بعضی آخرین قصیده‌سرای بزرگ ایران است که در جریان حمله مغول و به دست آنان کشته شد. پدرش (جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی) نیز از شعرای بزرگ ایران است. دیوان کمال‌الدین اسماعیل به همت آقای سیاوش جعفری در گنجور در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.