پرش به محتوای اصلی
کلیم

کلیم

رباعیات

۸۸ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ هر چند که مرد قول و فعلش تبه است
  2. شمارهٔ ۲ از راز دو کون گر کس آگاه افتد
  3. شمارهٔ ۳ شیرینم و مغز سخنانم تلخ است
  4. شمارهٔ ۴ خوبان که همی رمند ز افسون فلک
  5. شمارهٔ ۵ هنگام بهار سیر گلشن نکنیم
  6. شمارهٔ ۶ پر داغ دل از جور جهانیست مرا
  7. شمارهٔ ۷ برگشتن عمر را نمود آمدنت
  8. شمارهٔ ۸ جا کرده اگر شاخ گلی در دل من
  9. شمارهٔ ۹ با عقده غم خوشم که کام دلم اوست
  10. شمارهٔ ۱۰ تا تکلیف تو جا مهیا نکند
  11. شمارهٔ ۱۱ با گردش دهر و خلق پرشور و شرش
  12. شمارهٔ ۱۲ گویند ز رخ طره پیچان برداشت
  13. شمارهٔ ۱۳ دل قافله درد ترا مرحله بود
  14. شمارهٔ ۱۴ با ما کین سپهر و انجم پیداست
  15. شمارهٔ ۱۵ ای شوخ بغمزه بر سر جنگ مباش
  16. شمارهٔ ۱۶ گویند کلیم توبه آسان شکند
  17. شمارهٔ ۱۷ خواری از دهر دانش اندوخته دید
  18. شمارهٔ ۱۸ ای خاک در تو سرمه بینائی
  19. شمارهٔ ۱۹ از رنج سفر گفتم اگر دل ریشست
  20. شمارهٔ ۲۰ ای آنکه دلت زر از غیب آگاهست
  21. شمارهٔ ۲۱ ذاتت که زمجموعه گل منتخب است
  22. شمارهٔ ۲۲ روزیکه تن شاه جهان از تب تافت
  23. شمارهٔ ۲۳ ای نقش بدیع شکل جان پرور تو
  24. شمارهٔ ۲۴ قسمت کردند ماه و خور بی کم و بیش
  25. شمارهٔ ۲۵ این روزی گرم حق تعالی است نه تب
  26. شمارهٔ ۲۶ آنم که نجویم از غم دهر پناه
  27. شمارهٔ ۲۷ در معرکه این تفنگ فریادرس است
  28. شمارهٔ ۲۸ اسبت که حنا زیب فزای تن اوست
  29. شمارهٔ ۲۹ بر پیل سپیدت که مبیناد گزند
  30. شمارهٔ ۳۰ کس نیست درین زمانه غمخوار کسی
  31. شمارهٔ ۳۱ ای همچو مگس بر همه طبعی تو گران
  32. شمارهٔ ۳۲ دریاست کفت سحاب می خیزد ازو
  33. شمارهٔ ۳۳ شاها یکره بهر که افتد نظرت
  34. شمارهٔ ۳۴ شاهی که حمایت خدایش سپر است
  35. شمارهٔ ۳۵ تیغ غضبت خون همه اعدا ریخت
  36. شمارهٔ ۳۶ این مژده فتح از پی هم زیبا بود
  37. شمارهٔ ۳۷ ای با افلاک عقد الفت بسته
  38. شمارهٔ ۳۸ از حق چو ندا شنید ممتاز محل
  39. شمارهٔ ۳۹ ای نقش جبین سرکشان فرش درت
  40. شمارهٔ ۴۰ غم جای دگر نمی رود از بر من
  41. شمارهٔ ۴۱ آنکس که ترا رخصت میخواری داد
  42. شمارهٔ ۴۲ شد تنگ ز کم ظرفی ما مشرب جام
  43. شمارهٔ ۴۳ با آنکه پیاله گیر این بزم منم
  44. شمارهٔ ۴۴ - برای چراغانی شهر نورسپور شب‌ها ز چراغ و شمع در نورسپور
  45. شمارهٔ ۴۵ افسوس که جمعیت از احوالم رفت
  46. شمارهٔ ۴۶ زنهار مگو که بنده گمراهم
  47. شمارهٔ ۴۷ ابر آب دگر بروی دنیا آورد
  48. شمارهٔ ۴۸ در بادیه گر دو گام بی آب شوی
  49. شمارهٔ ۴۹ ایدل گر رفع احتیاجت هوس است
  50. شمارهٔ ۵۰ دل در غم آن سرکش جاهل چه کند
  51. شمارهٔ ۵۱ حافظ چو بنغمه روح فرسا افتد
  52. شمارهٔ ۵۲ دستت اگر ای قدوه احرار شکست
  53. شمارهٔ ۵۳ راز دو جهان بتنگ دستان بسیار
  54. شمارهٔ ۵۴ این تازه بنا که عرش همسایه اوست
  55. شمارهٔ ۵۵ آزاده ز سر هوای دستار گذاشت
  56. شمارهٔ ۵۶ آنان که بخوان رزق روزی خوارند
  57. شمارهٔ ۵۷ هر چیز که مایه تن آسانی تست
  58. شمارهٔ ۵۸ از شاه جهان زمانه ممنون بادا
  59. شمارهٔ ۵۹ از شاه جهان جهان ببرگ و سازست
  60. شمارهٔ ۶۰ یارب دائم کمر بهمت بندی

متن اشعار به نقل از گنجور.