پرش به محتوای اصلی
جیحون یزدی

قصاید

شمارهٔ ۹۳ - وله

ساخته کاخی سپهسالار بهر جشن شاه

پایه‌اش بر پشت ماهی سایه‌اش بر روی ماه

هر رواقش را هزاران نه رواق اندر کنف

هر ستونش را هزاران بیستون اندر پناه

چشم بیضا را ز روی اتصال او سپید

روی کیوان زانفعال ارتفاع او سیاه

در متانت هست هر کاهی ز دیوارش چو کوه

وز رزانت هست هر کوهی به نزدش همچو کاه

سقف او چرخی‌ست کز رخشان قنادیلش نجوم

صحن او خلدی‌ست کز فرخنده دیباجش گیاه

هم به آذر از تصاویرش شکوه نوبهار

هم به دیجور از قواریرش فروغ صبحگاه

کاشمر هر محفلش از لعبتانی عیش‌بخش

کاشغر هر مجلسش از شاهدانی طیش‌کاه

برده سنگ درگهش را خاره دل گردان سجود

سوده شیر پرده‌اش را پیل‌تن نیوان جباه

بارگاهش پر ز برجیس از وزیران دول

آستانش پر ز مریخ از دلیران سپاه

هان شده از شخص اول عالمی ثالث پدید

تا دو عالم را تو خود چندان ندانی قدر و جاه

آری آری عالمی ثالث بباید تا در آن

گنجد اول شخص ایران را فلک‌فر سایه‌گاه

الغرض چون رو به اتمام آمد این بیت الشرف

جست جیحون سوی تاریخش به جد و جهد راه

ناگهان سر از فلک جبریل بیرون کرد و گفت

کعبهٔ اسلام بادا این شرف‌زا دستگاه

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۹۵ - ولهزان موسوی دو اژدر گیسوی آسیه
  2. شمارهٔ ۹۶ - ولهخیز ای آیینه‌رخ می آر با صد طنطنه
  3. شمارهٔ ۹۷ - ولهبه یکی چشم زدن چشم توام برد ز راه
  4. شمارهٔ ۹۸ - در جشن عید غدیر و منقبت مولای متقیان امیر مومنان علی بن ابی طالب (ع)چون پرشراب راز شد خم غدیر حیدری
  5. شمارهٔ ۹۹ - ولهظل شه را چو زری سوی صفاهان شد رای
  6. شمارهٔ ۱۰۰ - مطلع ثانیکای باقبال جهانگیر و ممالک پیمای
  7. شمارهٔ ۱۰۱ - در تهنیت عید قربانخلیل ار کرد قربانی به عید از امر یزدانی
  8. شمارهٔ ۱۰۲ - ولهبه گیسوان خم ابروی آن بت علوی
همه‌ی قصاید ←

درباره‌ی جیحون یزدی

میرزا محمد جیحون یزدی ملقب به «نواب»، مشهور به «تاج‌الشعرا» و متخلص به «جیحون» (زادهٔ ۱۲۵۰ قمری در یزد، درگذشتهٔ ۱۳۰۱ قمری در کرمان) یکی از شاعران مشهور یزدی دوره قاجار بود. وى تحصیلات متداول را در زادگاهش یزد گذراند اما ترک وطن کرد و چندى در ایران، هندوستان و اسلامبول به اقامت داشت. وی سرانجام در کرمان اقامت گزید و د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.