پرش به محتوای اصلی
جیحون یزدی

قصاید

شمارهٔ ۹۶ - وله

خیز ای آیینه‌رخ می آر با صد طنطنه

کاینک از آب آورد دی چون سکندر آینه

ساغری خور زآب رز بیهوده در قاقم مخز

کز خز افزون است رز را طمطراق و طنطنه

روزن دل ساز سد از شیشهٔ آب رزان

سود ندهد در خزان از شیشهٔ سد روزنه

ایمن و ایسر منه منقل که باید در شتا

باده بر میسره آتش رخی در میمنه

در حقیقت دهر اکنون شد به میخواران بهشت

کز ستبرق فرش بینی دشت و کوه و دامنه

چیست خرگاه و بنه در برف ران اسب شکار

یک صراحی می به از هفتاد خرگاه و بنه

خسروی جام از سیاوش خون منه یک دم تهی

خاصه در اسفند و بهمن ویژه در بهمنجنه

در تصنع ابر را بین کز بخارات زمین

آورد سیماب و زو سیمین نماید امکنه

گویی از این زیبق‌افشانی صناعت کرده کسب

از صنیع الدوله ابن اعتماد السلطنه

آن خداوندی که از ادراک نغز و هوش مغز

فخرها دارد زمان شخص او بر ازمنه

خوی بامردی گرفته ذاتش اندر عهد مهد

مشنو این مجبول مردی بگذرد زان شنشنه

ای تو بعد از فرض حق در کار شه نشناخته

روز را از هفته هفته ز مه مه از سنه

آری این سان چاکری باید ملک را مست امر

نه کسی کز فرط لهو آرد به دور دن دنه

در غنایی فکر محتاجان خلاف آنکه گفت

سیر را نبود غم از آسیب حال گُرسَنه

وقت حلمت گرچه از موری کشی سختی ولیک

گاه خشمت یال دزدد شیر دشت ارژنه

تا زند دور آفتاب اندر بروج آسمان

آسمانت آستان و آفتابت مدخنه

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۹۸ - در جشن عید غدیر و منقبت مولای متقیان امیر مومنان علی بن ابی طالب (ع)چون پرشراب راز شد خم غدیر حیدری
  2. شمارهٔ ۹۹ - ولهظل شه را چو زری سوی صفاهان شد رای
  3. شمارهٔ ۱۰۰ - مطلع ثانیکای باقبال جهانگیر و ممالک پیمای
  4. شمارهٔ ۱۰۱ - در تهنیت عید قربانخلیل ار کرد قربانی به عید از امر یزدانی
  5. شمارهٔ ۱۰۲ - ولهبه گیسوان خم ابروی آن بت علوی
  6. شمارهٔ ۱۰۳ - ولهای کز دو چهر غیرت یک بوستان گلی
  7. شمارهٔ ۱۰۴ - تغزلی است در استقبال حکیم عنصریای که نرخ بوسه‌ات بر ما به نقد جان کنی
  8. شمارهٔ ۱۰۵ - ولهبتی که رشک لب لعل او برد عیسی
همه‌ی قصاید ←

درباره‌ی جیحون یزدی

میرزا محمد جیحون یزدی ملقب به «نواب»، مشهور به «تاج‌الشعرا» و متخلص به «جیحون» (زادهٔ ۱۲۵۰ قمری در یزد، درگذشتهٔ ۱۳۰۱ قمری در کرمان) یکی از شاعران مشهور یزدی دوره قاجار بود. وى تحصیلات متداول را در زادگاهش یزد گذراند اما ترک وطن کرد و چندى در ایران، هندوستان و اسلامبول به اقامت داشت. وی سرانجام در کرمان اقامت گزید و د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.