پرش به محتوای اصلی
سلیمی جرونی سلیمی جرونی

شیرین و فرهاد

بخش ۶۱ - غزل گفتن بار بد از زبان خسرو

سحرگاهی چو چشم دلبران مست

و زان مستی به یک ره رفته از دست

گدشتم بر سر کوی دلارام

به دستی شیشه و دستی دگر جام

که ناگه بر درش راهم ببستند

زدندم سنگی و جامم شکستند

شدم روزی به طوفی سوی باغی

که تا جویم دمی از غم فراغی

گلی خوش رنگ دیدم ناگه آنجا

هزاران بلبلش گردیده شیدا

شدم سویش به چیدن دست بردم

نچیدم آن گل و صد خار خوردم

دلم از جای خود بگرفت باری

به مهمانی شدم نزدیک یاری

نهاده یار، خوان وز تازه رویی

بدش در خوان ز نعمت هر چه گویی

فرا بردم چو سوی نعمتش دست

برونم کرد و در، بر روی من بست

اگر با من ستمها کرد آن یار

به جان من نهاد از غصه ها بار

چه غم من بار او بر خود بسنجم

وگر صد زین بتر بینم نرنجم

زیار اندوه و غم، کی در شمار است

که از اینها نرنجد هر که یار است

دگر سوگند بر سرو بلندش

به گیسوهای سر تا پا کمندش

بر آن ابرو، که هست از دلبری طاق

بدان زخمه، که روشن زوست آفاق

بدان دندان همچون رسته در

که از وی حلقه یاقوت شد پر

به سیب غبغبش کآبی ست الحق

که هست از چشمه مهرش معلق

بدان لبها که شد زو، لعل را آب

بدان عارض کزو شد آب مهتاب

بدان موی میان، کز عالم غیب

پدید آمد چنین باریک و بی عیب

بدان ساعد کزو برخاست دستان

بدان چشمان که شد بادام مستان

بدان سر دهن کالحق نه پیداست

بدین سوگندهای چون قدت راست

که تا نارم به دست آن سرو آزاد

نگردد خاطر غمگین من شاد

چو این درها سراسر باربد سفت

نکیسا از زبان شیرین این گفت

ادامه‌ی شیرین و فرهاد

  1. بخش ۶۳ - غزل گفتن باربد از زبان خسروچو کرد آخر نکیسا این عمل را
  2. بخش ۶۴ - غزل گفتن نکیسا از زبان شیرینزهی نور رخت شمع دل من
  3. بخش ۶۵ - غزل گفتن باربد از زبان خسروز قول شاه کرد این نغمه آهنگ
  4. بخش ۶۶ - غزل گفتن نکیسا از زبان شیریندر آن روزی که تخم مهر کشتند
  5. بخش ۶۷ - غزل گفتن باربد از زبان خسرومرا عشق از جهان و جان برآورد
  6. بخش ۶۸ - سؤالغرض از بود و از نابود چبود
  7. بخش ۶۹ - جوابجوابش داد کای شاه جوان بخت
  8. بخش ۷۰ - سؤالدگر گفتش بگو کاین چرخ دوار
همه‌ی شیرین و فرهاد ←

سلیمی جرونی درباره‌ی سلیمی جرونی

سلیمی جرونی شاعر سدهٔ نهم هجری و معاصر شاعران نامداری چون نورالدین عبدالرحمان جامی، مکتبی شیرازی، شمس‌الدین محمد لاهیجی و شاه داعی شیرازی گویا از ساکنان بندر جرون یا گمبرون (بندرعباس کنونی) است که از زندگی وی اطلاعات زیادی در دست نیست و تنها اثر باقیمانده از او مثنوی «شیرین و فرهاد» اوست که به تقلید از نظامی سروده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.