پرش به محتوای اصلی
سلیمی جرونی سلیمی جرونی

شیرین و فرهاد

بخش ۶۵ - غزل گفتن باربد از زبان خسرو

ز قول شاه کرد این نغمه آهنگ

که زهره از فلک زد بر زمین چنگ

سه تایی زد ز بربط این چنین زار

که شد چنگ دو تا زان نغمه افگار

چو اندر پرده بنمود این عمل را

به آوازی حزین خواند این غزل را

که ای دلبر به امیدی که داری

کامید ناامیدی را برآری

مکن زین بیش با من تندخویی

که اینها نیک نبود در نکویی

نمای از مهر چون آیینه ام رو

و زین بیشم مکش در پا چو گیسو

گشا کار دلم زان زلف مشکین

که بر عمر اعتمادی نیست چندین

گره در کار مفکن زین زیاده

که خوبان را بود ابرو گشاده

ز هجران بیش ازین در کاسه ام آش

مکن، فرصت غنیمت دان و خوش باش

بباید داوریها در نوشتن

که نیک و بد همه خواهد گذشتن

مباش امروز غافل از دل من

که بر کس نیست فردا حال روشن

بیا امروز با فردام مگدار

که خواهد بود فرداهای بسیار

بیا امروز تا تنها نباشیم

که پر فردا بود که ما نباشیم

تو را امروز تا فردا بود کی

که هر فرداش فردایی ست در پی

مجو از گردش دوران وفایی

که دوران نیستش چندان بقایی

خیال دی و فردا چیست؟ مستی

غنیمت دان درین یک دم که هستی

در آنجا دم مزن از بیش و از کم

که نبود هر دو عالم غیر یک دم

بیا این دم مرا از وصل بنواز

دمم را با دمی دیگر مینداز

میفکن در دل من خون ازین بیش

دلم را زنده گردان از دم خویش

چو دیگی پخته سازد دور ایام

نباید کرد دیگ پخته را خام

چو داری لقمه گرد سر مگردان

که راهی نیست از لب تا به دندان

بکن بر خویش سختی جهان سست

که خوش گفته ست این، آن رهرو چست

که زین دنیا گرت گردد میسر

برو مقصود خود بردار و بگدر

نبودی در جهان گر وصل جانان

نیرزیدی جهان اندیشه آن

چو گفت این باربد از قول پرویز

نکیسا را ز شیرین نغمه شد تیز

به پا بر جست و دست خوش برافشاند

به آوازی حزین این شعر برخواند

ادامه‌ی شیرین و فرهاد

  1. بخش ۶۷ - غزل گفتن باربد از زبان خسرومرا عشق از جهان و جان برآورد
  2. بخش ۶۸ - سؤالغرض از بود و از نابود چبود
  3. بخش ۶۹ - جوابجوابش داد کای شاه جوان بخت
  4. بخش ۷۰ - سؤالدگر گفتش بگو کاین چرخ دوار
  5. بخش ۷۱ - جوابجوابش داد استاد سخنور
  6. بخش ۷۲ - سؤالدگر گفتش بگو کز ذات قادر
  7. بخش ۷۳ - جوابچنین دادش خبر استاد کامل
  8. بخش ۷۴ - سؤالدگر گفتش زمان با آدمی زاد
همه‌ی شیرین و فرهاد ←

سلیمی جرونی درباره‌ی سلیمی جرونی

سلیمی جرونی شاعر سدهٔ نهم هجری و معاصر شاعران نامداری چون نورالدین عبدالرحمان جامی، مکتبی شیرازی، شمس‌الدین محمد لاهیجی و شاه داعی شیرازی گویا از ساکنان بندر جرون یا گمبرون (بندرعباس کنونی) است که از زندگی وی اطلاعات زیادی در دست نیست و تنها اثر باقیمانده از او مثنوی «شیرین و فرهاد» اوست که به تقلید از نظامی سروده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.