پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

رباعیات

شمارهٔ ۱۶

گاهی ز غمت چو ابر گرینده شوم

گاهی به رخت چو برق در خنده شوم

تو جان منی ز رفتن و آمدنت

نبود عجب ار بمیرم و زنده شوم

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۱۸شوخی که بلای دل و دین افتاده ست
  2. شمارهٔ ۱۹روزی که سوی اهل وفا می آیی
  3. شمارهٔ ۲۰چون دیده ببندم به خیال تو خوشم
  4. شمارهٔ ۲۱جانا بنشین و زان دو لب در گوشم
  5. شمارهٔ ۲۲چون سوی من ای جان و جهان دیر آیی
  6. شمارهٔ ۲۳وای دل آن که دلستانش برود
  7. شمارهٔ ۲۴روزی بینی مرا به خاک افتاده
  8. شمارهٔ ۲۵بی کار دلا به کارفرما نرسی
همه‌ی رباعیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.