پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

قطعات

شمارهٔ ۳۷

دی فرستاد قطعه ای سوی من

نکته دانی ز زمره فضلا

کرده لفظی سه چار ازان به دو نیم

تا کند عاجز از جواب مرا

گفتم اندر جواب او کای مف . . .

. . . خر خلق خدا و قاضی حا . . .

. . . جت اصحاب متصف به فضی . . .

. . . لت بسیار خواهمت به دعا

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۳۹دی به کف دیوان خود گفتی که از صاحبدلان
  2. شمارهٔ ۴۰گفته ای کعبه بود خانه من
  3. شمارهٔ ۴۱دست در تن تن بسیار مزن ای مطرب
  4. شمارهٔ ۴۲چو گشت این قصب جامه یعنی که خامه
  5. شمارهٔ ۴۳هرکه خواهد که در زمانه به جود
  6. شمارهٔ ۴۴به نان خشک کاوردی به پیشم
  7. شمارهٔ ۴۵خواجه آورد بهر سفره ما
  8. شمارهٔ ۴۶پشت و پهلویی رساند از خوان شه دهدار و گفت
همه‌ی قطعات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.