پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

قطعات

شمارهٔ ۴۵

خواجه آورد بهر سفره ما

پشت آن یک دو گوسفند که کشت

لیکن از دست نخوت جودش

نشد آلوده ام به آن انگشت

هست ازان با خودش تصور آن

که به حاتم همی رسد به دو پشت

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۴۷به دهدار گفتم که بردار بخش
  2. شمارهٔ ۴۸خواجه دارد اشتری و خیمه ای
  3. شمارهٔ ۴۹می گفت دی خطیب که خواهم نشان شاه
  4. شمارهٔ ۵۰دی به حمام اندرون از فرق آن مه سرتراش
  5. شمارهٔ ۵۱جامیا زان چه حاصل ار به مثل
  6. شمارهٔ ۵۲به صحرا دید ماری آن مخنث
  7. شمارهٔ ۵۳به فصل دی از برفهای پیاپی
همه‌ی قطعات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.