پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

قطعات

شمارهٔ ۳۹

دی به کف دیوان خود گفتی که از صاحبدلان

کی بود لایق که از پیش نظر دورش نهند

شد دلت رنجه چو گفتم بر سر گور توباد

کن وصیت تا چو میری با تو در گورش نهند

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۴۱دست در تن تن بسیار مزن ای مطرب
  2. شمارهٔ ۴۲چو گشت این قصب جامه یعنی که خامه
  3. شمارهٔ ۴۳هرکه خواهد که در زمانه به جود
  4. شمارهٔ ۴۴به نان خشک کاوردی به پیشم
  5. شمارهٔ ۴۵خواجه آورد بهر سفره ما
  6. شمارهٔ ۴۶پشت و پهلویی رساند از خوان شه دهدار و گفت
  7. شمارهٔ ۴۷به دهدار گفتم که بردار بخش
  8. شمارهٔ ۴۸خواجه دارد اشتری و خیمه ای
همه‌ی قطعات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.