پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

قصاید

شمارهٔ ۱۵

سلام علیک ای نبی مکرم

مکرم تر از آدم و نسل آدم

سلام علیک ای ز آباء علوی

به صورت مؤخر به معنی مقدم

سلام علیک ای ز آغاز فطرت

طفیل وجود تو ایجاد عالم

سلام علیک ای ز اسماء حسنی

جمال تو آیینه اسم اعظم

سلام علیک ای به ملک رسالت

تو را خاتم المرسلین نقش خاتم

سلام علیک ای شناسا به صد سر

که روح الامین در یکی نیست محرم

سلام علیک ای ز ابر نوالت

مرا کشتزار امل سبز و خرم

هزاران تحیت ز حق باد فایض

به روح تو و آل و صحب تو هر دم

به تخصیص آنان که هستند با تو

به یک جا ز جنسیت تام منضم

اگر فیض نورت نبودی نمودی

یکی ملت کفر و اسلام با هم

وگر راه خلد از تو روشن نگشتی

که رستی ز ظلمات قعر جهنم

ز سعی تو شد فتح ابواب مغلق

ز نطق تو شد کشف اسرار مبهم

جزاک الذی عم جودا و برا

و ارضاک عنا و صلی و سلم

تویی یا رسول الله آن بحر رحمت

که باشد محیط از عطای تو یک نم

جگر تشنگانیم از ره رسیده

ترحم علینا بماء ترحم

درونها فگاریم و دلها جراحت

ز لطف تو داریم امید مرهم

گشادیم بار سفر در دیارت

چو جامی ز بار گنه پشتها خم

رجا واثق آمد به فضل تو ما را

که این بارها گردد از پشت ما کم

گشایی به تخلیص ما لب که آمد

تو را فتح باب شفاعت مسلم

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۱۷سفید شد چو درخت شکوفه دار سرم
  2. شمارهٔ ۱۸قاصد رسید و ساخت معطر مشام من
  3. شمارهٔ ۱۹بانگ رحیل از قافله برخاست خیز ای ساربان
  4. شمارهٔ ۲۰این همایون خانه کامد خانه چشم جهان
  5. شمارهٔ ۲۱برتر آمد در علو این منزل از چرخ برین
  6. شمارهٔ ۲۲ای سر از قدر بر فلک سوده
همه‌ی قصاید ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.