پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

قصاید

شمارهٔ ۲۲

ای سر از قدر بر فلک سوده

عالمی در پناهت آسوده

از زمین بوس سرکشان جهان

آستان تو گشته فرسوده

گوش سایل به جز صدای کرم

از صریر در تو نشنوده

هر چه پنهان ز وضع های بدیع

در خیال مهندسان بوده

در بنای تو صنعت استاد

همه را آشکار بنموده

هر که دیده فروغ شمسه تو

دیده بر آفتاب نگشوده

پیش نقاش تو سپهر کبود

صدفی لاجورد آلوده

بامت آمد ز ابر بالاتر

نیست حاجت که باشد اندوده

در جمال تو دولت ازلی

هر زمان چیزی دیگر افزوده

وز همه بهتر آنکه موکب شاه

در تو گاهی نزول فرموده

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.