پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

تحفة‌الاحرار

بخش ۶ - مناجات سیم متضمن اشارت به آنکه موجب غفلت آدمی از نور شهود او دوام فیض و استمرار وجود اوست و اگر فرضا یک لحظه آن فیض منقطع شدی همه کس بر آن معنی مطلع گشتی

ای ز وجود تو نمود همه

جود تو سرمایه بود همه

مبدع نوی و کهن ما تویی

هست کن و نیست کن ما تویی

کارگرانند درین کارگاه

ز آتش لا سوخته در لااله

نیست ز لا مخلصی الا تو را

حکم تبارک و تعالی تو را

فیض نوالت چو پیاپی رسد

کس به شناسایی آن کی رسد

در خم این دایره هزل و جد

ضد متبین نشود جز به ضد

از عدم انوار قدم بازگیر

از رقم لوح قلم بازگیر

سبحه بکش از کف روحانیان

رخنه فکن در صف نورانیان

از سر کرسی بفکن عرش را

خوان پی کرسی نهیش فرش را

پایه کرسی به زمین بر فرو

گرد مذلت بنشین گو بر او

زلزله در گنبد اخضر فکن

یک دو سه قاروره به هم در شکن

منطقه بگشا ز میان فلک

تیر بیفکن ز کمان فلک

بازگشا عقد ثریا ز هم

ساز جدا پیکر جوزا ز هم

گاو چرا خورده این مرغزار

شیر جهان خوار فنا را سپار

قطع کن از داس اجل خوشه اش

ساز پی راه فنا توشه اش

باغ عناصر که زمینش خوش است

آب گوارنده هوا دلکش است

هست گلی رسته در او آتشین

غنچه آن گلشن چرخ برین

یار بر این باغ ز انجم تگرگ

در هم و بر هم شکنش شاخ و برگ

خاصترین میوه آن کادمیست

لذتش از چاشنی محرمیست

پخته و خامش همه بر خاک ریز

بر سرش از باد اجل خاک بیز

تا همه دانند که صانع تویی

مبدع این جمله بدایع تویی

هستی و پایندگی از توست و بس

مردگی و زندگی از توست و بس

جز تو کسی نیست به ملک قدم

کز لمن الملک فرازد علم

جامی اگر نیست ز بخت نژند

چون علم خسرویش سربلند

از علم فقر بلندیش ده

زیر علم سایه پسندیش ده

ادامه‌ی تحفة‌الاحرار

  1. بخش ۸ - نعت اول منبی از تقدم حقیقت وی بر همه حقایق امکانی به حسب مرتبه و وجود روحانی صلی الله علیه و سلماختر برج شرف کاینات
  2. بخش ۹ - نعت دوم در صفت معراج که از آسمان رسالت وی پایه ایست بس بلند و از آفتاب جلالت وی سایه ایست بس ارجمندیک شبی از صبح دل افروزتر
  3. بخش ۱۰ - نعت سیم منبی از بعض معجزات وی که از حد عد متجاوز است و نطاق نطق از احاطه به آن عاجزای ز تو شق خرقه ماه منیر
  4. بخش ۱۱ - نعت چهارم در اقتباس نور و التماس حضور آن حضرت صلی الله علیه و سلمای به سراپرده یثرب به خواب
  5. بخش ۱۲ - نعت پنجم در ادب ضراعت امیدواران و طلب شفاعت گناهکارانای عربی نسبت امی لقب
  6. بخش ۱۳ - در منقبت قطب الطریق غوث الخلایق خواجه بهاء الملة والدین محمد البخاری المعروف به نقشبند قدس الله تعالی سرهدر خم این دایره نقش بند
  7. بخش ۱۴ - در دعای دولتخواهی جناب ارشاد پناهی خواجه ناصرالدین عبیدالله ادام الله تعالی ظلال ارشاده علی مفارق الطالبین الی یوم الدینزد به جهان نوبت شاهنشهی
  8. بخش ۱۵ - در فضیلت مطلق سخن که در فضیلت وی سخن مطلقا نیستپیشترین نفحه باغ سخن
همه‌ی تحفة‌الاحرار ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.