پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

دفتر دوم

بخش ۱۹ - اشارت به جماعتی که اگرچه به مشاهده جمال صورت گرفتار شدند در آن نماندند بلکه آن سبب ترقی ایشان شد به مشاهده جمال معنی

وان دگر گرچه بود عشق مجاز

رهزن عقل و دین او ز آغاز

عاقبت حرف عاریت بسترد

ره به سر منزل حقیقت برد

میوه ای زان درخت چید و گذشت

جرعه ای زان قدح چشید و گذشت

سخن خوب و نکته سره گفت

عارفی کالمجاز قنطره گفت

بر ره تو مجاز قنطره ایست

نکند کس فراز قنطره ایست

زود بگذر که سالکان سبل

کم اقامت کنند بر سر پل

گرچه آن پل بود برای گذر

به حقارت به سوی او منگر

کی ز بحر تعلقات جهان

که در او غرقه اند پیر و جوان

جز به آن پل توان گذر کردن

پی به عشق حقیقی آوردن

ادامه‌ی دفتر دوم

  1. بخش ۲۱ - حاصل جواب عارف از سؤال پسرسخن عارف ستوده سیر
  2. بخش ۲۲ - سؤال دیگر از جانب پسر و جواب عارفپس پسر گفت ایهاالعارف
  3. بخش ۲۳ - حکایت بر سبیل تمثیلهوشمندی بدید مجنون را
  4. بخش ۲۴ - اشارت به آنکه تعلق خاطر طالبان راه حق که به آثار کونیه و تأمل در آن و توسل به آن در معرفت ذات و صفات حق سبحانه از این قبیل استهست ازین جمله آنکه اهل نظر
  5. بخش ۲۵ - در بیان آنکه روش عارف به خلاف ارباب فکر و نظر از مؤثر است به اثرروش عارف نکو رفتار
  6. بخش ۲۶ - حکایت بر سبیل تمثیلقطره ای از تموج دریا
  7. بخش ۲۷ - قصه حکیمی که به واسطه مشاهده خرق عادت از اولیاء علم وی به جهل برآمدیافت ناگاه آن حکیمک راه
  8. بخش ۲۸ - رجوع به تمامی تمثیلقطره چون آب شد به تابستان
همه‌ی دفتر دوم ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.