پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

رباعیات

شمارهٔ ۱۷

هر چند که شد گرمی بازار تو سست

هرگز نشدم بمهر در کار تو سست

این کین تو چون سرین سیمین تو سخت

وی عهد تو همچو بند شلوار تو سست

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۱۹باسبلت سبز یارب آن لب چه لبست
  2. شمارهٔ ۲۰لعل تو ازان زمرد آورد نبات
  3. شمارهٔ ۲۱با تو سخنم ز باد بی سنگ ترست
  4. شمارهٔ ۲۲یک شب بمراد دل کسی شاد نزیست
  5. شمارهٔ ۲۳گفتم که چو فتنه چشم تو خفته بهست
  6. شمارهٔ ۲۴شیرین سخنم گرچه لطیف و نیکوست
  7. شمارهٔ ۲۵بادم که وجود من بجز زحمت نیست
  8. شمارهٔ ۲۶در عشق اگر به زور و زر کار نکوست
همه‌ی رباعیات ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.