پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

مقطعات

شمارهٔ ۱۴۱ - کبر و غرور

آن شنیدستی که نمرود از مقام افتخار

می بسودی بر سر گردون کلاه سروری

باز کبر سلطنت گوش دلش را می نماند

کز خلیل الله شنیدی حجت پیغمبری

لاجرم دارای گیتی پشه را نصب کرد

تا دهد هر لحظه با او مصاف داوری

پشه چون بی اعتماد نیزه و عون سپر

یافت از تأیید حق بر کشتن او یاوری

قابض ارواح را فرمان رسید از کردگار

کای همای جان ستان در روضه نیلوفری

خیز تاجان هوس پرورده این خاکسار

از پی آرایش دوزخ سوی مالک بری

هیچ دانی آن به نمرود از چه معنی می‌رسد

با تو گویم گر مرا از اهل تهمت نشمری

ایزدش هر لحظه می‌فرمود تعذیبی دگر

تا چرا آورد بیرون رسم کرکس پروری

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۴۳ - پایداریخداوندا چنین گفته‌ست حاسد
  2. شمارهٔ ۱۴۴ - نام نکواندر این عهد که قحط کرمست
  3. شمارهٔ ۱۴۵ - سوم چه فرمائیبزرگوارا در انتظار بخشش تو
  4. شمارهٔ ۱۴۶ - نکبت جهاناگر شلواربند مادر تو
  5. شمارهٔ ۱۴۷ - وفاچیست از نیکوئی که نیست ترا
  6. شمارهٔ ۱۴۸ - ابر کمانگیرزهی ابری که شرق و غرب عالم
  7. شمارهٔ ۱۴۹ - بیچاره آدمیدی هر که دید سلطنت و کار و بار تو
  8. شمارهٔ ۱۵۰ - مرگ و سوگاز مرگ تو نشست بهر گوشه ماتمی
همه‌ی مقطعات ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.