پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

مقطعات

شمارهٔ ۱۴۸ - ابر کمانگیر

زهی ابری که شرق و غرب عالم

ز راه دیده در لولو گرفتی

ز بهر تیر باران زمین را

کمان سام در بازو گرفتی

چو دست رکن دین خواهی که باشی؟

که در بخشش طریق او گرفتی

ده انگشت چو ده دریاست او را

تو از یک عشراین نیرو گرفتی

تو آن دست گهر باران او را

قیاس از خویشتن نیکو گرفتی

که او خندان دهد خلعت چنان نغز

که تو سنجاب ازو ده تو گرفتی

تو زین ده قطره کز دیده براندی

هزار آژنگ در ابرو گرفتی

ازینت ریشخندی میدهد برق

که از شرم آستین بررو گرفتی

بطعنه رعد میگوید که احسنت

نکو الحق جهان درکو گرفتی

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۵۰ - مرگ و سوگاز مرگ تو نشست بهر گوشه ماتمی
  2. شمارهٔ ۱۵۱ - در جواب رشیدالدین وطواطخدایگان افاضل رشید دولت و دین
  3. شمارهٔ ۱۵۲ - یک دل – بادودلدو یار اربیک جای میداشتی
  4. شمارهٔ ۱۵۳ - دل گشادل گشائی چو قبا درپوشی
همه‌ی مقطعات ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.