پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

قصاید

شمارهٔ ۴۹ - بیکی از بزرگان که اورا بسوی خود خوانده نگاشته است

ای سخا را از کف تو پیشخورد

وی خرد را پیش رایت چشم درد

خلق تواهل هنر را دستگیر

جود تو مرد خرد را پایمرد

تیز با حزم تو کوه کند سیر

کند با عزم تو چرخ تیز گرد

عرصه میدان تو گوی زمین

شمسه ایوانت چرخ لاجورد

جز بحکمت کعبتین سعد و نحس

نیست گردان از بر این تخت نرد

آفتاب اندر عرق گشته است غرق

بسکه او ازرای تو تشویر خورد

باشد آنگه کت بود رای عطا

گردد آنگه کت بود عزم نبرد

چهره خورشید از شرم تو سرخ

گونه مریخ از بیم تو زرد

بنده را لطف طلب کردست لیک

هیبتت میگویدش کز راه برد

ای سلیمان فر زبلبل یاد کن

زانکه از هدهد نخیزد هیچ گرد

از هنر بر وی گمانی برده

او نه آنست این بساط اندر نورد

چون معیدی میشنو اورا مبین

کاین گمان عکسست و عکسش نیست طرد

صبح پیش آفتاب ار دم زند

سرد باشد عاقلان دانند سرد

سوزش پروانه باشد وصل شمع

مرگ باشد مرجعل را بوی ورد

من چو خفاشم که عیب خود شناخت

پرده شب ستر عیب خود شمرد

نی چو نیلوفر که از تر دامنی

در بر خورشید بر خود جلوه کرد

زو سخن باید طلب کردن نه او

میوه جوی از شاخ او نه بیخ برد

کورو کر باشد صدف چون بنگری

در طلب کن گرد کور و کر مگرد

بنده سر تا پای آهو آمدست

مشک جو آهو مجو ای شیر مرد

تا چو آید خور سوی برج حمل

معتدل گردد هوا را حر وبرد

سایه ات پاینده باد و بخت جفت

ای بحسن رای چون خورشید فرد

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۵۱ - در شکایت از روزگار و مرثیتهیچ رنگ عافیت در حیَز عالم نماند
  2. شمارهٔ ۵۲ - در مدح طغرل شاه سلجوقیعشقت سوی هر که راه بر گیرد
  3. شمارهٔ ۵۳ - در نکوهش دنیاالحذار ای غافلان زین وحشت آباد الحذار
  4. شمارهٔ ۵۴ - من کلامه غفرلهزهی قدرت از عالم فکر برتر
  5. شمارهٔ ۵۵ - قصیدهای کرده تو بر مُلک تکبر
  6. شمارهٔ ۵۶ - در مدح رکن الدین مسعودحبذا ای نسیم جان پرور
  7. شمارهٔ ۵۷ - در مدح اقضی القضات صدرالدین صاعد مسعودزهی موافق رای تو جنبش تقدیر
  8. شمارهٔ ۵۸ - در وصف بنای مدرسه صدر منصور نظام الدین و مدح امیر نور الدینزهی عالی بنای قصر معمور
همه‌ی قصاید ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.