پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

رباعیات

شمارهٔ ۳۴۵

ای دوست چه شد چه شد که یادم نکنی

یک لحظه به وصل خویش شادم نکنی

مقصود من از جهان وصال تو بوَد

آخر ز چه رو دمی مرادم نکنی

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۳۴۷ای مایه درمان نفسی ننشینی
  2. شمارهٔ ۳۴۸آمد به مشامم از سر زلف تو بوی
  3. شمارهٔ ۳۴۹تا چند به کوی دوست سرگشته شوی
  4. شمارهٔ ۳۵۰ای دل تو به او تا نرسی هیچ مگوی
  5. شمارهٔ ۳۵۱گفتم بر ما خرام ای سرو سهی
  6. شمارهٔ ۳۵۲مانند فلک نیست جهان فرسایی
  7. شمارهٔ ۳۵۳ای آنکه به مجرمی تو می‌بخشایی
  8. شمارهٔ ۳۵۴چون رای بلند تو نباشد رایی
همه‌ی رباعیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.