پرش به محتوای اصلی
ایرانشان ایرانشان

کوش‌نامه

بخش ۲۲۵ - فرستادن جاسوسان به دربار فریدون

وز آنجا سوی شهر خمدان کشید

همی برتر از خویشتن کس ندید

یکی شیردل مرد را پیش خواند

ز کار فریدون فراوان بخواند

به درگاه او رفت بایدْت، گفت

یکی بر رسیدن ز راز نهفت

سپاهش بدیدن که چند است و چون

هم از دیدنِ خود، هم از رهنمون

ببین تا فریدون چه دارد به دل

چه کرده‌ست با آن سپاه خجل

اگر سوی ما دارد آهنگ، شاه

تو آهنگ ما کن نهانی به راه

بدادش ز دیبا و دینار چند

فرستاده شد بر ستور نوند

ادامه‌ی کوش‌نامه

  1. بخش ۲۲۷ - پشیمانی کوش از کشتن نگارینجهان را چو شَعرِ سیه چاک شد
  2. بخش ۲۲۸ - بازگشت جاسوس کوش از ایرانسواری که از چین فرستاده بود
  3. بخش ۲۲۹ - کوش دعوی خدایی می‌کنداز آن ایمنی، راه کشّی گرفت
  4. بخش ۲۳۰ - بازگشتن قارن از سقلاب و روم به نزد فریدونچو برگشت قارن ز سقلاب و روم
  5. بخش ۲۳۱ - داد خواستن مردمان از دست کوش، شاه چینچنان بود یک روز کز مرز چین
  6. بخش ۲۳۲ - رای زدن فریدون با قارن در کار کوشز گفتار ایشان دژم گشت شاه
  7. بخش ۲۳۳ - لشکرکشی قارن به چینبرون آمد از پیش تخت بلند
  8. بخش ۲۳۴ - آگاه شدن کوش از آمدن ایرانیان، و گرد آوردن سپاهچو آگاهی آمد به کوش سترگ
همه‌ی کوش‌نامه ←

ایرانشان درباره‌ی ایرانشان

ایرانشان (ایرانشاه) ابن ابی الخیر از شاعران اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم هجری قمری و هم‌عصر با سلطان ملکشاه سلجوقی بود. گویا ایرانشان بیش از سال ۵۱۱ ه. ق. نزیسته باشد. وی داستان بهمن بن اسفندیار را در قالب بحر متقارب در حدود سال ۵۰۰ هجری قمری یا اندکی پس از آن به نظم درآورده است. قدیمی‌ترین اشارات به نام شاعر، در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.