پرش به محتوای اصلی
ایرانشان ایرانشان

کوش‌نامه

بخش ۲۳۱ - داد خواستن مردمان از دست کوش، شاه چین

چنان بود یک روز کز مرز چین

ز فرزانه پنجاه مرد گزین

خروشان به درگاه شاه آمدند

ستمدیدگان دادخواه آمدند

که زنهار، شاها، به فریاد رس

که جز تو نداریم فریادرس

جهان پاک کردی ز ضحاکیان

به نیروی یزدان و فرّ کیان

ز داد تو آباد شد هند و روم

نمانده‌ست ویران یک انگشت بوم

زمین را تو آباد کردی به گرز

تو کردی به هر جای تابنده برز

ز تیغ تو پنهان ستم در جهان

ز داد تو بدخواه یکسر نهان

جهان اندر آسانی و ما به رنج

نه فرزند ماند و نه کاخ و نه گنج

گرازی نشسته‌ست بر تخت چین

به رنج اندر از دست او آن زمین

درم‌دارِ آن مرز درویش گشت

ستمکار و بدخو و بدکیش گشت

نخواند همی خویشتن جز خدای

تو مپسند از وی شه پاکرای

ادامه‌ی کوش‌نامه

  1. بخش ۲۳۳ - لشکرکشی قارن به چینبرون آمد از پیش تخت بلند
  2. بخش ۲۳۴ - آگاه شدن کوش از آمدن ایرانیان، و گرد آوردن سپاهچو آگاهی آمد به کوش سترگ
  3. بخش ۲۳۵ - نخستین روز جنگ و پیروزی کوشبه خواب اندر آمد سر هر گروه
  4. بخش ۲۳۶ - نیرنگ قارن و شکست سپاه کوشبفرمود تا رفت نستوه پیش
  5. بخش ۲۳۷ - آگاه شدن کوش از آمدن قارندگر روز برداشت لشکر ز جای
  6. بخش ۲۳۸ - جنگ دیگر ایرانیان با کوش، و کشته شدن شاه تبت به دست نستوهسپیده چو بگشاد چون باز پر
  7. بخش ۲۳۹ - جنگ کردن قارن با کوش، و پیروزی ایرانیانچو از قلب، قارن بدید آن شکست
  8. بخش ۲۴۰ - گریختن کوش و پناه بردن به شهر خمدانشهنشاه چین با سپاهش نژند
همه‌ی کوش‌نامه ←

ایرانشان درباره‌ی ایرانشان

ایرانشان (ایرانشاه) ابن ابی الخیر از شاعران اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم هجری قمری و هم‌عصر با سلطان ملکشاه سلجوقی بود. گویا ایرانشان بیش از سال ۵۱۱ ه. ق. نزیسته باشد. وی داستان بهمن بن اسفندیار را در قالب بحر متقارب در حدود سال ۵۰۰ هجری قمری یا اندکی پس از آن به نظم درآورده است. قدیمی‌ترین اشارات به نام شاعر، در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.