پرش به محتوای اصلی
ایرانشان ایرانشان

کوش‌نامه

بخش ۲۲۸ - بازگشت جاسوس کوش از ایران

سواری که از چین فرستاده بود

به ایران و پندش بسی داده بود

بیامد، بیاورد یکسر نشان

ز شاه و دلیران و گردنکشان

چنین گفت کان شهریار بلند

ندارد سرِ رزم و رای گزند

به داد و دهش دل نهاده‌ست شاه

پراگنده بر گرد گیتی سپاه

به ایران همه کشور آباد کرد

جهان را پر از بخشش و داد کرد

به ایران زمین بر پراگند گنج

تهی کرد گنج و بکاهید رنج

شب و روز دل بسته در کار مرد

شکسته دلِ کین به آزار و درد

دل کوش از آن شادمان گشت و گفت

که با اختر نیک بادی تو جُفت

ادامه‌ی کوش‌نامه

  1. بخش ۲۳۰ - بازگشتن قارن از سقلاب و روم به نزد فریدونچو برگشت قارن ز سقلاب و روم
  2. بخش ۲۳۱ - داد خواستن مردمان از دست کوش، شاه چینچنان بود یک روز کز مرز چین
  3. بخش ۲۳۲ - رای زدن فریدون با قارن در کار کوشز گفتار ایشان دژم گشت شاه
  4. بخش ۲۳۳ - لشکرکشی قارن به چینبرون آمد از پیش تخت بلند
  5. بخش ۲۳۴ - آگاه شدن کوش از آمدن ایرانیان، و گرد آوردن سپاهچو آگاهی آمد به کوش سترگ
  6. بخش ۲۳۵ - نخستین روز جنگ و پیروزی کوشبه خواب اندر آمد سر هر گروه
  7. بخش ۲۳۶ - نیرنگ قارن و شکست سپاه کوشبفرمود تا رفت نستوه پیش
  8. بخش ۲۳۷ - آگاه شدن کوش از آمدن قارندگر روز برداشت لشکر ز جای
همه‌ی کوش‌نامه ←

ایرانشان درباره‌ی ایرانشان

ایرانشان (ایرانشاه) ابن ابی الخیر از شاعران اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم هجری قمری و هم‌عصر با سلطان ملکشاه سلجوقی بود. گویا ایرانشان بیش از سال ۵۱۱ ه. ق. نزیسته باشد. وی داستان بهمن بن اسفندیار را در قالب بحر متقارب در حدود سال ۵۰۰ هجری قمری یا اندکی پس از آن به نظم درآورده است. قدیمی‌ترین اشارات به نام شاعر، در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.