پرش به محتوای اصلی
ایرانشان ایرانشان

کوش‌نامه

بخش ۱۶۹ - عاشق شدن کوش به دختر خویش

بخواندی زمان تا زمان دخترش

که او بود همچهرهٔ مادرش

به نامش نخواندی جز از ماهچهر

خجل بود از آن روشنی ماه و مهر

ز مهرش دل کوش بیهوش گشت

سرش بار دیگر پر از جوش گشت

دلش چون شد از مهر او ناشکیب

سخن گفت و دادش فراوان نهیب

در گنج پرمایه را برگشاد

بسی چیز و پیرایه پیشش نهاد

هم از تخت دیبا هم از بوی خَوش

بدو گفت کز من تو گردن مکش

چو با من بسازی فزونتر دهم

جهان را به دست تو اندر دهم

دل من نخواهد، بدو گفت، شوی

نبیند مرا هیچ بیگانه روی

نشد هیچ خشنو به گفتار اوی

همی خوش نیامدش دیدار اوی

زمان تا زمانش برِ خویش خواند

سخن‌های شیرین بر او بیش خواند

نهادی بسی زرّ و زیور برش

مگر سر درآرد بدان دخترش

زنان را فرستاد، گفتند نیز

نه شد هیچ رام و نه پذرفت چیز

چو کوش آن چنان دید دَم در کشید

که جز خامشی هیچ چاره ندید

ادامه‌ی کوش‌نامه

  1. بخش ۱۷۱ - دختر خواستن کوش از شهرهای چینجهاندیده گوید که در مرز چین
  2. بخش ۱۷۲ - مرگ دختر کوش و زاری پدردو سال اندر این ماهچهره ببود
  3. بخش ۱۷۳ - گریختن کنعان از کوش و رفتن پیش ضحاکبپژمرد کنعان که آن را بدید
  4. بخش ۱۷۴ - نامهٔ کوش به طیهور به مکر و فریبچو آگاه شد کآتبین شد درست
  5. بخش ۱۷۵ - فریب خوردن طیهور و پیمان کردن با کوشوزآن پس یکی ترجمان را بخواند
  6. بخش ۱۷۶ - پیمان ستدن فرستادهٔ طیهور از کوشز دریا چو بر شد فرستاده مرد
  7. بخش ۱۷۷ - هدیه فرستادن طیهور و کوش به نزد یکدیگروز آن جایگه شادمان گشت باز
  8. بخش ۱۷۸ - نیرنگ کوش با طیهورچو برداشت کوش از میان کین و جنگ
همه‌ی کوش‌نامه ←

ایرانشان درباره‌ی ایرانشان

ایرانشان (ایرانشاه) ابن ابی الخیر از شاعران اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم هجری قمری و هم‌عصر با سلطان ملکشاه سلجوقی بود. گویا ایرانشان بیش از سال ۵۱۱ ه. ق. نزیسته باشد. وی داستان بهمن بن اسفندیار را در قالب بحر متقارب در حدود سال ۵۰۰ هجری قمری یا اندکی پس از آن به نظم درآورده است. قدیمی‌ترین اشارات به نام شاعر، در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.