پرش به محتوای اصلی
ایرانشان ایرانشان

کوش‌نامه

بخش ۱۷۶ - پیمان ستدن فرستادهٔ طیهور از کوش

ز دریا چو بر شد فرستاده مرد

همان گه ز پیش وی آهنگ کرد

بیامد همه کوش را بازگفت

دل کوش مانند گل برشکفت

مر او را نهانی بسی چیز داد

در نیکبختی بر او برگشاد

چو روز آمد آن مرد رنجور را

فرستادهٔ شاه طیهور را

بیاورد و بر کرسی زر نشاند

به خوبی فراوان سخن‌ها براند

فرستاده از هول رخسار او

وزآن هیبت زشت و دیدار او

نه کرد آفرین و نه بردش نماز

چو شوریده‌ای پیش او شد فراز

فراوانْش بنواخت دارای چین

چو ایمن شد از شاه، کرد آفرین

پس آن نامه در پیش تختش نهاد

چو نوشان سرِ نامه را برگشاد

سراسر همه مردمی بود و مهر

دلش گشت شادان، برافروخت چهر

مر او را گرامی همی داشتند

زمانیش بی‌بزم نگذاشتند

سوم روز فرمود تا رفت پیش

سخن گفت با او ز اندازه بیش

وزآن پس بدو گفت فرمان شاه

به جای آر و آن گاه بردار راه

مگر شاه را، گفت، باشد گران

مرا گر دهد دست، پیش سران

بدان سان که سوگند طیهور خورد

خورَد شاه و از من نباشدش درد

فرستاده را داد شه، دست راست

ببستش به سوگند از آن سان که خواست

ادامه‌ی کوش‌نامه

  1. بخش ۱۷۸ - نیرنگ کوش با طیهورچو برداشت کوش از میان کین و جنگ
  2. بخش ۱۷۹ - اندر پیروزی یافتن کوش بر جزیرهٔ بسیلابه بر چون برافگند گردون گره
  3. بخش ۱۸۰ - لشکر آرایی طیهور و پیام او به کوش و پاسخ ویبفرمود پس تا سپه را بخواند
  4. بخش ۱۸۱ - برگشتن طیهور به بسیلاوزآن روی طیهور با آن سپاه
  5. بخش ۱۸۲ - پرسیدن کوش درباره ی کوهسار و بسیلابیاراست لشکر دگر روز کوش
  6. بخش ۱۸۳ - محاصره کردن کوش شهر بسیلا راوز آن جایگه لشکر اندر کشید
  7. بخش ۱۸۴ - آگاهی یافتن کوش از کشته شدن آتبین و دو پسرشز ناگه برآمد سواری ز راه
  8. بخش ۱۸۵ - آگاهی یافتن کوش از گرفتار شدن ضحّاک بر دست فریدون و گریختن کوشبترسید طیهور و نومید شد
همه‌ی کوش‌نامه ←

ایرانشان درباره‌ی ایرانشان

ایرانشان (ایرانشاه) ابن ابی الخیر از شاعران اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم هجری قمری و هم‌عصر با سلطان ملکشاه سلجوقی بود. گویا ایرانشان بیش از سال ۵۱۱ ه. ق. نزیسته باشد. وی داستان بهمن بن اسفندیار را در قالب بحر متقارب در حدود سال ۵۰۰ هجری قمری یا اندکی پس از آن به نظم درآورده است. قدیمی‌ترین اشارات به نام شاعر، در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.