پرش به محتوای اصلی
ایرانشان ایرانشان

کوش‌نامه

بخش ۱۸۱ - برگشتن طیهور به بسیلا

وزآن روی طیهور با آن سپاه

بر آنسان برابر نشسته سه ماه

همه شهرها سخت کرد استوار

به کنده در افگندشان رودبار

شد انبار خانه بسیلا چنان

که در شهر شد تنگ، جای زنان

کسی را که بیکار و درویش بود

وگر خوردش از کوشش خویش بود

چو از دستگاهش نبود ایچ بهر

برون کرد بی‌مایگان را ز شهر

چو شد ساخته شهر از آنسان که خواست

سراسر همه کارها کرد راست

نهانی شب از جای برداشت شاه

به شهر بسیلا شد او با سپاه

بماندند خرگاه و خیمه به جای

همان یک سواره همان کدخدای

به شهر اندر آورد پنجه هزار

دلاور سواران خنجرگزار

سپاه دگر کرد از آنجا گسی

سوی شهرهای دگر هرکسی

بفرمود تا شهرها را نگاه

بدارند و هشیار باشد سپاه

ادامه‌ی کوش‌نامه

  1. بخش ۱۸۳ - محاصره کردن کوش شهر بسیلا راوز آن جایگه لشکر اندر کشید
  2. بخش ۱۸۴ - آگاهی یافتن کوش از کشته شدن آتبین و دو پسرشز ناگه برآمد سواری ز راه
  3. بخش ۱۸۵ - آگاهی یافتن کوش از گرفتار شدن ضحّاک بر دست فریدون و گریختن کوشبترسید طیهور و نومید شد
  4. بخش ۱۸۶ - در پی کوش و چینیاناز ایشان چو بشنید طیهور گفت
  5. بخش ۱۸۷ - نامهٔ فرارنگ به پدر دربارهٔ پیروزی فریدون و بند کردن ضحاکز ناگه بیامد سرِ ماهِ نو
  6. بخش ۱۸۸ - در عبرت گرفتن از کارِ جهان و گریز به مدح ممدوحچنین است کار جهان کرد کرد
  7. بخش ۱۸۹ - نیایش نمودن طیهور یزدان راکنون ز آتبین چون بپرداختیم
  8. بخش ۱۹۰ - رفتن طیهور از جزیرهٔ بسیلا و گرفتن ماچین و چینبه دریا سوی مرز ماچین شتافت
همه‌ی کوش‌نامه ←

ایرانشان درباره‌ی ایرانشان

ایرانشان (ایرانشاه) ابن ابی الخیر از شاعران اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم هجری قمری و هم‌عصر با سلطان ملکشاه سلجوقی بود. گویا ایرانشان بیش از سال ۵۱۱ ه. ق. نزیسته باشد. وی داستان بهمن بن اسفندیار را در قالب بحر متقارب در حدود سال ۵۰۰ هجری قمری یا اندکی پس از آن به نظم درآورده است. قدیمی‌ترین اشارات به نام شاعر، در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.